آیا می‌خواهید یک ذهن باز داشته باشید؟

منظور از ذهن باز ذهنی است که فارغ از هر نگرانی باشد. ذهنی که بتواند برای چند لحظه هم که شده دغدغه‌ای نداشته باشد. ذهن باز خلاق است و آگاه. به دنیا و اطرافش با آگاهی نگاه می‌کند و می‌تواند تصمیمات درستی بگیرد.
هر فردی بدون شک در زندگی‌اش نگرانی، دغدغه، آرزو و یا مشکلات خاص خودش را دارد. مسئله اصلی این است که لحظاتی در زندگی‌مان داشته باشیم که بتوانیم این مشکلات را کنار بگذاریم و یا به عبارتی ذهن باز داشته باشیم.
اگر بیش‌ازحد بر خودتان و مشکلاتتان تمرکز کنید، آنگاه دنیای اطراف خود را نمی‌بینید. اگر در هرلحظه به فکر خواسته‌هایتان و روش‌های رسیدن به آن هستید ذهن بازی ندارید. ذهن شما مدام درگیر کارها و گفته‌های دیگران است. شما همیشه نگران اهدافتان هستید. همیشه در فکر هستید که بهتر بود چه‌کاری را انجام می‌دادید و چه‌کاری را نمی‌کردید.
وقتی‌که ذهن باز ندارید و تمرکز اصلی‌تان بر آینده است معمولاً خسته می‌شوید. کارایی شما به‌شدت کاهش پیدا می‌کند. هنگام که باید بر کارتان تمرکز کنید نمی‌توانید. شما انرژی ذهن و مغزتان را صرف افکار بیهوده کرده‌اید.

مغرتان دارای یک منبع انرژی محدود است. ازاین‌رو با هدر دادن این انرژی و مصرف آن برای افکار بیهوده تنها تمرکز، توجه و خلاقیت شما کاهش می‌یابد و انرژی کافی برای مدیریت زندگی و کار خود ندارید.
اگر می‌خواهید که از تمام ظرفیت مغز خود استفاده کنید و ذهن توانمندی داشته باشید باید از تمرکز و توجه بر مشکلات دست‌بردارید.
در ادامه چندین راهکار بیان می‌شود.

• هرازگاهی از کاری که در حال انجام آن هستید دست بکشید و به اطراف خود توجه کنید.

• هنگامی‌که فردی صحبت می‌کند به صحبت‌های او با دقت گوش دهید.

• همیشه از زاویه بزرگ‌تری به زندگی نگاه کنید و از ایده‌های جدیدی که به ذهنتان می‌رسد نترسید.

• بازی‌های افزایش تمرکز و توجه را انجام دهید. این بازی‌ها به شما کمک می‌کنند تا کنترل ذهن، افکار و توجه خود را به دست بگیرید

چگونه می توان بر باورهای محدودکننده غلبه کرد ؟

بعضی اوقات ما نمی فهمیم که ذهن ما چقدر روی شیوه زندگی ما تأثیر گذاشته است. این باعث می شود که ما به چیزی باور داشته باشیم که اغلب به ما کمک نمی کند. این باورهای نادرست و منفی باعث می شود بیشتر از توانایی هایمان به محدودیت های خود ایمان داشته باشیم. و اگر واقعاً بخواهیم به بهترین ، بزرگترین رویاها و اهداف خود در زندگی برسیم ، هر طور شده باورهای محدودکننده را باید متوقف کنیم
اعتقادات خود محدودکننده ، سیستم های اعتقادی هستند که محکم در ذهن خود نگه می داریم. این عقاید معمولاً محدود کننده ، منفی و مانع از رشد ما هستند. ما این عقاید محدود کننده خود را به عنوان یک عادت و صفت پذیرفته و کنترل و از بین بردن آنها برای ما دشوار است. اما اگر بخواهیم عمیق ترین خواسته های خود را بروز دهیم ، باید این کار را انجام دهیم.
اگر واقعاً می خواهید عمیق ترین خواسته های خود را آشکار کنید ، باید این باورهای محدود را که مانع رشد خود می شود ، به چالش بکشید. از آنجا که برای اینکه واقعاً زندگی مورد نظر خود را پرورش دهیم ، باید پاکسازی را شروع کنیم و هر کاری که می توانیم انجام دهیم تا مطمئن شویم همه چیز به حقیقت پیوسته است
مراحلی وجود دارد که می توانید برای غلبه بر اعتقادات محدودکننده خود برداشته و با توانمندسازی کامل آن ها را از ذهن و روح ، روان خود پاکسازی کنید. این مراحل به شما کمک می کند تا تمام اعتقادات محدودکننده قبلی خود را از بین ببرید و به شما کمک می کند با اطمینان و درک جدید در زندگی مقابله کنید:
۱. اعتقادات خود محدود به خود را تصدیق کنید
۲. دلایل اصلی برای این باورها را پیدا کنید
۳. درک کنید که این باورها به سادگی درست نیستند
۴. خود را با عقاید جدید و قدرتمند بازو کنید
۵- شواهد را جمع کنید در حالی که باورهای جدید شما را به چالش می کشد

وقتی مشکلات زندگی هجوم می‌آورند

شما به عنوان انسان زنده، حتماً مشکل و مسائلی پیش رو خواهی داشت. مسائلی در روابط و دوستی، درس و کار، مسائل زندگی‌، و در آینده مسائلی از قبیل تربیت بچه، مسئله در روابط زناشویی، مسئله درآمد، مشکل شراکت، مسئله با خودت و…

مشکلات زندگی را به شکل سه قانون» برای شما شرح می‌دهم:
قانون اول: مشکل نتیجه‌ی حرکت است.
مشکل، نتیجه‌ی حرکت است. یعنی مشکل داری، چون زنده‌ای.
فقط آدمِ مرده است که مشکل ندارد. پس هر وقت با مسئله‌ای مواجه شدی، برو خدا را شکر کن و بگو: «خدا را شکر، زنده‌ام!»
چون حرکت می‌کنم، موانعی سر راهم پدیدار می‌شود که آنها را باید حل کنم؛ باید از آنها عبور کنم. اسم این موانع را می گذاریم «مشکل». مشکل در حقیقت نشانۀ زنده بودن و حرکت داشتن است؛ نه باید از آن وحشت کرد و نه احتراز و دوری یا فرار. مشکل، واقعیت زندگی است؛ از آن لذت ببرید! در حقیقت، خودِ زندگی است.
قانون دوم: مشکلِ کوچک و بزرگ نداریم، آدمِ بزرگ و کوچک داریم.

توانایی‌های ماست که بزرگی یا کوچکی مسئله را تعریف می‌‌کند.
چیزی که برای کسی مشکل است، برای شخصی دیگر ممکن است خنده‌دار باشد.
چیزی که برای کسی خنده‌دار است، برای دیگری ممکن است مُهلک و کُشنده باشد. چرا؟ چون توانایی و استنباط آدم‌ها با یکدیگر فرق می‌کند.
پس مواجهه با بسیاری از مشکلات برمی‌‌گردد به این‌که ما در چه حدی از توانایی هستیم.
قانون سوم: مشکلات با راه حل می‌آیند.
هیچ مشکلی نیست که کلید و راه حل آن درست در کنارش نباشد! یعنی هر مسئله‌ای ــ تأکید می‌کنم هر مسئله‌ای ــ که شما دارید، جوابش در کنارش است؛ نه هزاران یا میلیون‌ها کیلومتر آن‌طرف‌تر، درست در کنارش!
همان‌طور که خدمتتان عرض کردم، یک موقع راه‌حل آن زمان است (صبوری)، زمانی هم راه‌حل آن تحقیق و مطالعه و مراجعه به صاحب‌نظری است، ولی این نیست که راه‌حل نداشته باشد.

اگر به این مسئله باور پیدا کنید و به این قوانین اعتقاد داشته باشید، زندگی برایتان بسیار هموار خواهد شد ــ باور کنید!

خاطرمان باشد:
یار در خانه و ما گرد جهان می‌گردیم
آب در کوزه و ما تشنه‌لبان می‌گردیم.

 

عادت ها زندگی شما را می سازند

هر عملی که بکاری، عادتی را درو می‌کنی. هر عادتی که بکاری، شخصیتی را درو می‌کنی. هر شخصیتی که بکاری، سرنوشتی را درو می‌کنی.»
-چارلز رید
یک عادت، کاری است که بدون تفکر انجامش می‌دهید.
دو نوع عادت وجود دارد: عادت‌هایی که به نفع شما عمل می‌کنند و عادت‌هایی که علیه شما هستند. مسواک‌زدن عادتی است که به نفع شما عمل می‌کند و جویدن ناخن‌ها عادتی است که علیه شما عمل می‌کند.
صل مطلب این‌که: همه‌ی این عادت‌های خوب یا بد ریشه در انتخاب‌هایتان دارند؛ ریشه در همان تصمیمات کوچکی که می‌گیرید و بر آن‌ها کنترل کامل دارید.
با تکرار چند باره‌ی یک رفتار تا هنگامی که به صورت غیرارادی درآید، آن رفتار به یک عادت تبدیل می‌شود. خلق یک عادت، برتری خفیف محض است: اقدامات ساده‌ای که در طول زمان بارها تکرار شده‌اند. اثر مرکب این عادت‌ها در طول زمان یا به نفع شما عمل می‌کند یا علیه شما، که به این موضوع بستگی دارد که آیا آن‌ها عادت‌هایی هستند که به نفع شما عمل می‌کنند یا علیه شما. عادت‌های شما همان چیزی است که یا شما را به بالای منحنی موفقیت می‌رساند یا به پایین منحنی شکست سوق می‌دهد.

موفقیت یک مقصد نیست، بلکه یک سفر است

موفقیت در رسیدن به هدف پایان کار نیست، بلکه آغاز ماجرا برای به دست آوردن موفقیت‌های دیگر است.
شصت و چهار سال پیش، ادموند هیلاری و تنزینگ نورگی به معنای واقعی کلمه به جایی رسیدند که هیچ انسان دیگری پای نگذاشته بود و تبدیل شدند به اولین انسان‌هایی که موفق به فتح قله اورست بودند. آیا می‌توانید تصور کنید چه احساسی داشتند؟ غرور، موفقیت، تحقق شدید؛ اما این احساس کوتاه بود. آن‌ها فقط قادر بودند هوا آن ارتفاع را تا پانزده دقیقه قبل از پایین آمدن تحمل کنند.
مان‌طور که ضرب المثل معروف می‌گوید: «موفقیت هرگز پایان نیست. شکست هرگز کشنده نیست. در پایان شهامت به ادامه‌دادن است که به حساب می‌‌‎آید.» داشتن شهامت برای ادامه بعد از یک شکست مهم است اما مهم‌تر از آن ادامه بعد از یک موفقیت است. بعد از یک موفقیت است که نشستن و نگاه کردن به تمام موفقیت‌ها و دستاوردها و فراموش کردن همه کارهایی که برای انجام باقی مانده است آسان می‌شود. موفقیت یک مقصد نیست، بلکه یک سفر است

چگونه ذهنی ثروتمند داشته باشیم ؟


برای به دست آوردن استقلال مالی در زندگی ، باید یاد بگیرید که یک “ذهنیت میلیونر” یا ثروتمند داشته باشید
ثروتمندان زمان بسیار بیشتری را صرف فکر کردن در مورد امور مالی خود می کنند تا افراد فقیر.
میلیونرها یک سری عادتهای مالی دارند تا اطمینان حاصل کنند که پول آنها به مرور و به طور پیوسته رشد می کند. در طول پرورش ذهنیت یک میلیونر ، یکی از بهترین عادت های مالی آنها ، عادت به گرفتن مشاوره مالی برای انجام هر کاری است.
از برنامه ها و کتابهای خوب برای توانمندسازی مغز خود در راه ثروتمند شدن استفاده کنید تا سریعتر ، واضح تر و متمرکز تر به هر هدفی که در ذهن خود دارید برسید.شما به معنای واقعی کلمه می توانید مغز خود را برای موفقیت برنامه ریزی کنید و ذهنیت یک شخص ثروتمند را پیدا کنید .

تحول درونی چیست؟

لازمه ی موفقیت تمام انسان ها “تحول درونی” می باشد و این بدون شک کلیدی ترین و اساسی ترین مولفه برای رسیدن به موفقیت است. به بیان دیگر می توان گفت، راه رسیدن به موفقیت تنها و تنها از تحول درون می گذرد؛
اما در تعریف این مولفه می توان چنین گفت که تحول درون یافتن توانمندی ها و ابزارهای درونی، کسب مهارت ها و ساخت عادت های سازنده و مثبت است، به گونه ای که با عمل و به کارگیری این مهارت ها، ابزارها، عادت ها و … بتوانیم بیشتر و بهتر از قبل در راستای تحقق اهدافمان قدم برداریم.

و لازمه ی رشد و پویایی هر کس همین است که بتواند فکر و عمل خود را در این راستا همسو و همراه کند. در واقع افراد موفق نیز همیشه به همین صورت اقدام می کنند و بیش از اینکه منتظر اتفاقات بیرونی باشند، روی افکار و اعمال درونی خود تمرکز کرده و به نوعی گام برمی دارند که حاصل آن با تحول درونی شان گره بخورد.

البته توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که تحول درونی بدون مولفه هایی همچون پشتکار، استمرار و صبر چندان معنی و مفهومی ندارد و هر کس که درصدد متحول ساختن درون خود است، باید این را نیز به خوبی بداند که این کار بدون وجود مولفه هایی همچون موارد فوق امکان پذیر نیست

چگونه ذهن خود را پاکسازی کنیم؟

ذهن ما با اطلاعات بی فایده، با اندیشه هایی که باعث خوشبختی ما نمیشود آشفته میگردد. به دلیل آشفتگی ذهن مان، شفافیت درونی ما نیز کم میشود و گرد و غبار هوش ذاتی ما را میپوشاند. و در نتیجه ارتباط خود را با قسمتی از ذهنمان که پاک ومقدس، فرزانه، آرامش بخش و جاودانه است از دست میدهیم.
@payam.mag
یک راه برای پاک کردن آشفتگی درون مراقبت از باغچه ذهنمان است. مراقب باشید که به چه چیز اجازه ورود میدهید، با حرف ها، افکار و چیزهای که به آنها توجه میکنید، شروع کنید.
@payam.mag
ممکن است متوجه نشده باشید اما ما وقت زیادی را صرف غیبت، بد زبانی به دیگران، قضاوت در مورد دیگران و یافتن اشتباهات دیگران میکنیم و جذب افکار منفی مثل حسادت، گناه یا ترس میشویم و بدنبال بهانه ای برای مخفی کردن احساسات واقعی خود می گردیم. میدانم که همه این ها وقتی در کنار هم قرار می گیرند به نظر خیلی بد و اغراق آمیز میرسد، اما اگرما واقعاً به خودمان، اندیشه هایمان و حرف هایمان بنگریم متوجه خواهیم شد که تقریبا هر روز آگاهانه و ناآگاهانه خیلی از این کارها را انجام میدهیم.
مسئله این نیست که با داشتن این افکار یا گفتن این حرف ها ما آدم های بدی می شویم. مسئله این است که این چیزها تبدیل به زباله های به درد نخوری میشوند که درون ما را پر میکنند و به درد خوشبختی ما نمیخورند.

من این تکنیک های ساده اما بسیارموثر را از یک آموزگار روحانی فرا گرفته ام.

برای پاک کردن درون تان از این ۴ قانون پیروری کنید:

۱. همان چیزی که واقعاً منظورتان است را بگویید. به آنچه میگویید عمل کنید.
۲. حرفی را که نمیتوانید به همه بزنید به هیچ کس نزنید.
۳. آنچه را که نمیتوانید برای دیگران مطرح کنید در خلوت به خود نگویید.
۴. حرفی را نزنید مگر اینکه صحیح، مفید یا از روی محبت باشد.

یک چیز دیگر لطفا بگذارید که قلبتان هدایتتان کند. به ندای قلبتان گوش دهید و به آن اطمینان کنید.

سیستم حمایتی جهت مهارت مقابله با اختلالات روانی

یکی از مهارت های مقابله ای که بسیاری از افراد آن را نادیده می گیرند، استفاده سازنده و مفیدی از سیستم های حمایتی ( شبکه دوستان، اقوام و نزدیکان) است. این سیستم ها به روش های مختلف به شما کمک می کنند تا با رویداد های استرس زای زندگی مقابله کنید. بنابراین به نفع شماست که سیستم حمایتی خود را ارزیابی کرده و یاد بگیرید که این نوع سیستم ها چگونه می توانند به شما کمک کنند. هم چنین درباره ایجاد یک سیستم حمایتی موثر و مفید بیندیشید.

مطالعات پژوهشی نشان داده است افرادی که از سیستم حمایت اجتماعی خوبی برخوردارند، نسبت به زندگی خود خوشبین ترند. مطالعات دیگر نیز نشان داده است که این افراد در غلبه بر افسردگی و سازگاری با آسیب های ناشی از ناتوانی جسمی، حفظ عزت نفس و غلبه بر تنهایی موفق ترند. هم چنین بر اساس شواهد پژوهشی افرادی که از سیستم حمایتی خوبی برخوردارند کمتر بیمار می شوند و سطح استرس فیزیولوژیکی پایینی دارند
سیستم های حمایتی می توانند حمایت های زیر را برای فرد فراهم سازند:
حمایت عاطفی[1]:
حمایت عملی(محسوس[2]):
حمایت اطلاعاتی[3] :
احساس تعلق داشتن[4] :
ایجاد یک سیستم حمایتی:
چگونه می توانید یک سیستم حمایتی موثر و مفید را به خزانه مقابله ای خود بیفزایید؟ در این راستا چند نکته باید در نظر گرفته شود: اول، درک این امر مهم است که یک سیستم حمایتی قوی به تعداد افرادی که شما می شناسید خیلی ارتباط ندارد، بلکه بیشتر به ایجاد روابط عاطفی صمیمانه و عمیق که احساس درک شدن و حمایت شدن را در شما ایجاد می کند، بستگی دارد

دوم، ایجاد یک سیستم حمایتی خوب، خود نوعی مهارت مقابله ای است، زیرا نیاز به تلاش شخصی دارد. منتظر ماندن به امید اینکه دیگران متوجه شوند که شما به مایت آنها نیاز دارید، زیاد مفید نیست، بنابراین باید خودتان مشتاقانه ابتکار عمل را به دست بگیرید

چرا نباید وابسته دیگران باشیم؟

انسان موجودی اجتماعی است. ما دوست داریم دیگران ما را تایید کنند و برای همین چیزهایی را با دیگران به اشتراک می‌گذاریم که آنها را خوشحال کند. انسان در تایید دیگران احساس امنیت و حمایت را به دست میآورد. اما این تایید تا چه زمانی منطقی و سالم است. برای برخی افراد تایید دیگران چندان مهم می شود که عملا استقلال و شخصیت خود را از دست می دهند و به مطیع یا بردۀ احساسی دیگری تبدیل می شوند. چنین روابطی هر چند در روابط عاطفی بیشتر مشهود است اما تنها به آن محدود نمی شود. وقتی ما تلاش می کنیم تا همیشه اطرافیان خود را خوشحال کنیم یعنی مدام در پی به دست آوردن تایید آنها هستیم. این به معنی وابستگی ما به دیگران است.

باور داشته باشید که شما تنها کسی که قرار است تمام زندگی خود را با او بگذرانید. بنابراین، به‌زیستی شما نه به تأیید دیگران، بلکه به خود شما بستگی دارد. این بدان معناست که اولین شخصی را که باید با اعمال خود راضی کنید خودتان هستید.

 

اما چه کاری می‌توانید انجام دهید تا خود را بیشتر دوست داشته باشید؟ یک تمرین ساده این است که هر روز کاری انجام دهید که از نظر جسمی و روانی احساس خوبی به شما دست دهد. البته این کار در ابتدا تلاش زیادی می‌خواهد، زیرا بیشتر ما عادت نداریم که خودمان را معالجه کنیم، اما بمرور می‌توانید احساسات مثبت را نسبت به خودتان تقویت کنید و از این طریق، جلوی قربانی شدن خود را در وابستگی عاطفی بگیرید. پس بیائید ادامه دهید و خود را دوست داشته باشید!

چگونه بهترین باشیم؛ ۱۷ کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد

معمولی بودن چیز جالبی نیست. مطمئنم که نظر شما هم همین است. چرا باید یک فرد معمولی باقی بمانیم در صورتی‌ که می‌توانیم کاری کنیم که دنیا از قابلیت‌ها و مهارت‌های ما انگشت به دهان بماند؟! کافی است اراده کنید. واقعا اراده کنید، زمان بگذارید و برای بهترین‌ شدن تمرین کنید. تمرین مداوم مساوی است با تجربه‌ی بیشتر و این از شما یک آدم ویژه می‌سازد. شمایی که دیگر یک فرد معمولی نیستید. همین حالا عزم‌تان را جزم کنید و کارهای زیر را انجام دهید تا از معمولی بودن نجات پیادا کنید!

خودتان را بشناسید
اصیل باشید
مثبت فکر کنید
با انگیزه باشید
ذهن باز و انعطاف‌پذیر داشته باشید
اهل رقابت باشید
انتخاب کنید در چه چیزی می‌خواهید بهترین باشید
یک مربی پیدا کنید
از چالش فرار نکنید
تصمیم بگیرید
تمرین کنید
با تجربه کردن یاد بگیرید
فداکاری کنید
با شکست رو در رو شوید
تمرین کنید که بتوانید خودتان و عملکردتان را تجزیه و تحلیل کنید
مسیر درست را پیدا کنید و ادامه بدهید
متواضع باشید

مهندس وجود خویشتن باشیم

همه ما به دنبال این هستیم که در زندگی شخصی و کسب‌وکارمون به موفقیت برسیم و خوشبختی، آرامش و آسایش را برای خودمون و عزیزانمون به ارمغان بیاوریم.
همانطور که انجام هر طرح و کار بزرگی (مثل: ساختن یک ساختمان و سازه بزرگ، راه اندازی یک شرکت و کسب‌وکار موفق و ….) نیاز به برنامه ریزی، کارمستمر و گذاشتن انرژی و سرمایه کافی دارد؛

برای رسیدن به یک موفقیت بزرگ و ساختن زندگی دلخواه هم این وموارد لازم هستند و باید اول با خودشناسی و کشف اشتیاق سوزان (Passion) و طراحی رسالتمون در زندگی، آینده و زندگی دلخواهمون را برای خودترسیم کنیم و با طراحی یک برنامه راهبردی و عملیاتی مناسب در راستای استفاده بهینه از نقاط قوت و فرصتهایی که داریم، عمل کنیم و با یادگیری، تلاش و رشد مستمر به یک شخص با نگرش و توانایی هایی در سطح اهداف و رویاهامون تبدیل شویم،

و از زندگی کردن رویاهای خود و داشتن زندگی رویایی لذت ببریم و هر لحظه خدای بزرگ را شکر کنیم که ما را اشرف مخلوقات خلق کرده است و به ما قدرت ساختن زندگی دلخواهمون را داده‌ است

خاکستر ماندن یا ققنوس شدن

حتما داستان ققنوس را شنیدید. پرنده ای اسطوره ای که هر هزار سال یکبار در آتشی که خودش برافروخته خودسوزی میکند و خاکستر میشود اما از همان خاکستر دوباره ققنوسی دیگر متولد میشود و هزار سال عمر میکند.

از دیدگاه نمادشناسی، ققنوس نماد انسان است! همین من و شما!

بله، ما به عنوان انسان بارها و بارها با انواع و اقسام جراحت ها و درد و رنج ها روبرو میشویم، میسوزیم و خاکستر میشویم و فریادمان به جایی نمیرسد. انسان داغ میبیند، شکست میخورد و همه چیزش را از دست میدهد. مرگ، عزیزش را از آغوشش میرباید. سرمایه و سلامتی و شغل و دوستان و دستاوردهای خودمان در زندگی را از دست میدهیم. رابطه عاشقانه خودمان و رابطه با خودمان را هم از دست میدهیم و بهت زده و حیرت زده میمانیم و هیچ کاری از دستمان بر نمیاد. زندگی برای ما دیگر آن طعم و رنگ و بوی خاص خودش را ندارد. میبینیم که تنهاییم، تنها و در سکوتی تلخ و سرد، میفهمیم که هیچکس ما را نمیفهمد.

بله، سوختن و خاکستر شدن و تنها شدن و تنها ماندن در سفر زندگی، اجتناب ناپذیر و طبیعی است؛ منتظر آن باش.

بقول مولانایِ جان:

حاصل عمرم سه سخن بیش نیست

خام بدم، پخته شدم، سوختم

اما نکته اینجاست که ما تولد دوباره خودمان را فراموش میکنیم و خاکسترنشین میشویم! ما خاکستر شدن و خاکسترنشینی را باور میکنیم و تن به تولد دوباره نمیدهیم! ما فراموش میکنیم که ققنوسیم نه هیزم! ما برای آتش و سوختن و خاکستر شدن، خلق نشدیم و به این جهان نیامدیم. ما برای زندگی های دوباره، تولدهای دوباره، برای دوباره نو شدن و شروع کردن و آغازیدن، برای دوباره زیستن خلق شدیم و به این عالم آمدیم.

آری؛ ما انسانیم؛ انسان. ما ققنوسیم نه هیزم.

درسی که از زندگی کرم ابریشم می آموزیم

یک کرم ابریشم " قبل از اینکه به پروانه تبدیل گردد" چندین مرحله از رشدش را طی می‌کند و این حالت تا زمانی که به شکلی کاملاً متفاوت تبدیل گردد ادامه می‌یابد. این فرایند حکمت تکامل تدریجی را به ما می‌آموزد و در پایان تکامل نوید پرواز را به آن می‌دهد. ما نیز در زندگی شخصی و کسب وکارمان "برای پیشرفت و یک رقابت سالم با دیگران" باید هدفمند و با تلاش باشیم.چیزی که در پایان تکامل زندگی یک کرم ابریشم به وجود می‌آید پروانه‌ای زیباست. "ریچارد باخ"

به رغم سادگی این نقل قول از نظر من عبارتی جالب است. زیرا در عین سادگی چرخه پیچیده وجود را بیان می‌کند. هر چیزی که می‌تواند زندگی نامیده شود. زیرا به طور پیوسته پایان یک مرحله آغاز مرحله‌ای جدید می‌باشد. ما چنین چرخه‌هائی را در طبیعت به وفور می‌بینیم از جمله: فرایند تبخیر آب، چرخه تبدیل فصول یک سال و خیلی دیگر از وقایع طبیعی. این چرخه مهم را ما در بدن خود نیز می‌بینیم.

 

 

هفت گام حیاتی از تجسم و خیال تا خلق اهداف


شما می توانید با استفاده از قوه تجسم و تخیل و با تصویرسازی ذهنی رویاها و اهداف خود را قبل از رسیدن به آنها تجسم کنید.

وقتی آرزویی دارید می توانید قبل از دستیابی به آن در ذهن خود تصاویری را مرور کنید.

هر چه تصویر ذهنی رویای شما وضوح بیشتری داشته باشد و ایمان و باور شما به رسیدن بیشتر باشد احتمال خلق رویا در واقعیت افزایش می یابد.

مثل اینکه خود را پشت اتومبیلی که قصد خرید آن را دارید می بینید یا تصویر سفر با دوستان و خانواده با آن اتومبیل را تجسم می کنید.

هرچه بتوانید بیشتر در مورد خواسته و هدف خود فکر کنید و در مورد آن تصویرسازی یا خیالبافی کنید احتمال رسیدن به آن بیشتر می شود.
هفت گام حیاتی تجسم و تخیل تا خلق اهداف
گام اول: رویاپردازی کنید.
گام دوم: رویاهایتان را باور کنید.
گام سوم: رؤیایتان را ببینید.
گام چهارم: از رویایتان حرف بزنید.
گام پنجم: برای رؤیایتان نقشه داشته باشید.
گام ششم: روی نقشه رویاهای خود کار کنید.
گام هفتم: از رؤیای خویش لذت ببرید

شما موجودی منحصر به فرد هستید

و موجودی مثل شما در دنیا نبوده و نخواهد بود و برای اینکه موجودی مثل شما به دنیا بیاید، اتفاقات موفق بی شماری به وقوع پیوسته است. ده ها میلیون اسپرم در یک مبارزه بزرگ شرکت کردند و تنها یکی از آنها (سریع ترین و سالم ترین ) پیروز شد و شما را به وجود آورد.
شما قهرمان نبرد میان موجودات زنده ای هستید که دیگر نمی بینید. شما از گنجینه گذشته تمام توانایی های بالقوه و نیروهای لازم برای رسیدن به اهداف تان را به ارث برده اید.
شما قهرمان زاده شده اید و تمامی موانع سر راه تان ، به اندازه یک دهم آنچه به آن پیروز شده اید، نیستند.پیروزی از آن هر انسانی است.

 

تبدیل افکار منفی به مثبت

شما حتی اگر یک معلم یوگا باشید، ممکنه به راحتی طعمه تفکر منفی خود یا حتی دوستان باشید.
افکار منفی شما را از انرژی مثبت دور می‌کند و شما را از حضور در لحظه باز می‌دارد. هرچه بیشتر به افکار منفی خود بال و پر بدهید و تسلیم آن شوید، آنها قوی‌تر می‌شوند.
ر اینجا 12 نکته برای تبدیل افکار منفی به مثبت آورده شده برای کمک به تبدیل افکار منفی به مثبت است که، شما می‌توانید امتحان کنید:
✔️ 1. برای تبدیل افکار منفی به مثبت باید سبک‌های تفکر خودتو درک کنی!
✔️ 2. تبدیل افکار منفی به مثبت با انجام یوگا!
✔️ 3. برای تبدیل افکار منفی به مثبت، لبخند بزن!
✔️ 4. تبدیل افکار منفی به مثبت از طریق صحبت کردن با افراد مثبت‌اندیش!
✔️ 5. برای تبدیل افکار منفی به مثبت، لحن افکار خودتو از منفی به مثبت تغییر بده!
✔️ 6. دنبال مقصر نباش و مسئولیت زندگیتو بر عهده بگیر!
✔️ 7. تبدیل افکار منفی به مثبت، با کمک کردن به دیگران!
✔️ 8. یادت باشه که هیچ کس کامل نیست و به خودت اجازه بده که به جلو بری!
✔️ 9. برای تبدیل افکار منفی به مثبت، لطفاً آواز بخون!
✔️ 10. پنج تا از نعمت‌هایی که داری رو مرور کن و در قبال داشتنش شکرگذار باش!
✔️ 11. تبدیل افکار منفی به مثبت، با خوندن نقل قول‌های مثبت!
✔️ 12. گاهی اوقات برای تبدیل افکار منفی به مثبت، زیاد فکر نکن!
شما می‌تونید با استفاده از نکاتی که بالا ذکر شده افکارتون رو تغییر بدید و بعد به موفقیت برسید. این کارها با چند بار انجام دادنشون ممکنه اثری نداشته باشه. اما نکته مهم اینجاست که شما باید یک کار رو به صورت مدام انجام بدید تا تاثیراتش رو تو زندگی خودتون ببینید

فقط برای امروز زندگی کن

فقط برای امروز شاد خواهم بود
فقط برای امروز سعی می کنم خودم را با آنچه که هست تطبیق دهم. خانواده ام ، شغلم و بختم را همان گونه که هستند می پذیرم و خود را با آنها تطبیق می دهم.
فقط برای امروز از بدن خود مراقبت خواهم کرد. آن را تمرین می دهم
فقط برای امروز سعی می کنم ذهن خود را تقویت کنم. چیز مفیدی یاد بگیرم
فقط برای امروز سعی می کنم فقط برای امروز زندگی کنم

 

فواید طبیعت گردی برای انسان چیست؟

شاید افراد بسیار کمی به اهمیت طبیعت گردی در زندگی خود واقف باشند اما قابل توجه است که طبیعت و فضاهای سبز در زندگی‌های شهری بسیار اثرگذار هستند. بسیاری از پزشکان طبیعت گردی یا همان درمان سبز را برای بیماران خود تجویز می‌کنند. طبیعت اکسیژن کافی را برای بدن شما فراهم و مغز شما را برای پرداختن به مسائل زندگی باز می‌کند. پناه بردن به طبیعت به عقیده بسیاری از دانشمندان استرس و اضطراب را در افرادی که دچار مشکلات زیادی هستند کاهش می‌دهد. طبیعت فواید زیادی را برای روح و روان به همراه می‌آورد.
فواید طبیعت گردی:
افزایش خلاقیت
کاهش افسردگی و افزایش آرامش
کاهش التهابات بدن
کاهش خستگی
پیشگیری از دیابت و چاقی

تغییر از خود ما شروع میشه

اگر می‌خواهیم شرایط را عوض کنیم، اگر می‌خواهیم محیطی که در آن هستیم را عوض کنیم و یا اگر می‌خواهیم اطرافیان را عوض کنیم فقط لازم است که اول خودمان را عوض کنیم.

چون هر تغییری از خود ما شروع میشه.

با تغییر‌ خودمان می‌توانیم همه چیز را تغییر دهیم.

با تغییر‌ خودمان می‌فهمیم که عمق وجودمان چه قدر است.

با تغییر‌ می‌فهمیم که با چیزهایی که نمی‌توان تغییر داد باید چه کنیم.

جمله‌ی تغییر‌ از خود ما شروع میشه یعنی:

مسئولیت زندگی خود را قبول کنیم.

با پذیرفتن مسئولیت صد در صدی زندگی تغییر آغاز میشه.

اگر بپذیریم می‌توانیم تغییر کنیم.

اگر تغییر‌کنیم می‌توانیم بدرخشم و می‌توانیم پا به عرصه‌های جدید بزاریم.

اشتباهی که دیگران انجام می‌دهند این است که می‌خواهند اول بقیه را تغییر دهند و می‌خواهند بقیه تغییر کنند به جای آنکه خودشان تغییرکنند.

نظر شما چیه؟

بدون پذیرفتن مسئولیت زندگی می‌توان تغییرکرد؟

بدون تغییر‌ خودمان می‌توان شرایط را تغییرداد؟

این مسیری است که به ما نشان خواهد داد که تغییر از یک قدم کوچک شروع میشود.

برای اینکه تغییرکنیم لازم نیست به یک باره متحول شویم و به یک باره یک آدم دیگر شویم.

فقط باید یک قدم کوچک را برداریم.

با ادامه دادن این قدم‌های کوچک تغییرات بزرگ پدید می‌آید.

تغییراتی که همه را شگفت‌زده خواهد کرد فقط از یک نقطه و با یک قدم شروع می‌شود.

پس اگر به دنبال تغییرهستید بدانید که تغییر‌ از خود ما شروع میشه و با یک قدم کوچک شروع میشه.

آیا می توانید خوشبختی را جذب کنید؟

افراد موفق و خوشبخت از مشکلات و امتحانات زندگی معاف نیستند. درحقیقت بیشتر افراد موفق و خوش‌بینی که می‌شناسیم بر مشکلات بسیاری غلبه کرده‌اند تا در جایگاهی که امروزه آنها را می‌بینیم بیاستند.

افراد خوشبخت توانایی عجیبی در تمرکز بر روی جنبه‌های مثبت و ارزشمند زندگی دارند. موفقیت این افراد نتیجه آمادگی، کار جدی و یادگیری از شکست‌ها است.

آنها در سختی و مشکلات روی نکات شاد و مثبت تمرکز می‌کنند تا روحیه‌شان بهتر شود. برای هر چیزی که زندگی در اختیارشان می‌گذارد سپاسگزارند و به زمین و زمان بابت اتفاقات پیش آمده لعنت نمی‌فرستند و به سوی چالش‌ها می‌شتابند.
یکی از مطمئن ترین راههای پیدا کردن خوشبختی آن است که تمام انرژی خود را برای خوشبخت کردن افراد دیگر به کار ببرید. خوشبختی گذرا و موقت است. اگر بخواهید دنبال آن باشید، می بینید که نایاب است، ولی اگر سعی کنید دیگران را خوشبخت کنید، آنگاه خوشبختی چند برابر به سوی شما باز می گردد.

معجزه عبارات تاکیدی در زندگی


با تکرار عبارات تاکیدی، این جملات کم کم در ضمیر ناخودآگاه شما حک شده و به بخشی تبدیل می شوند که ذهنتان آنها را باور و در پی تبدیل آن به واقعیت اقدام می کند. مهم ترین عامل برای رسیدن به موفقیت داشتن برنامه ریزی و زمان بندی مناسب برای هدفتان است. یکی از راه های انجام این کار استفاده از جملات مثبت و تاکیدی است به این صورت که هدف و خواسته تان را به صورت جمله در آورید و هر روز آن را تکرار کنید.
حداقل روزی 2 الی 3 بار جملات را مکتوب کرده و از روی آن‌ها بخوانید. به یاد داشته باشید که بهترین زمان برای تکرار عبارات تاکیدی صبح ها بعد از بیدار شدن و شب ها قبل از خواب است که در ضمیر ناخودآگاه شما جای می‌گیرد.
منبع : موفقیت نامحدود در 22 روز از دکتر ناپلئون هیل

راز موفقیت به تحمل سختی شما بستگی دارد

شاید برای شما عجیب باشد که می خواهم از سختی و رنج بنویسم اما اگر می خواهید موفق شوید نباید این حقیقت را نادیده بگیرید که بیش تر افراد موفق در دل شرایط سخت رشد کردند و به موفقیت رسیدند.

منظور من از رنج و شرایط سخت فقط شرایط مالی بد نیست. این شرایط و رنج ها می توانند وضعیت مالی، بیماری، از دست دادن عزیزان، شکست و هر چیز مشابه این ها باشد.
خیلی از ما تلاش زیادی برای رسیدن به هدفمان انجام می دهیم اما وقتی دچار سختی می شویم و رنجی به ما می رسد، عقب می کشیم و تسلیم می شویم. در حالی که افراد موفق در این شرایط عکس العمل دیگری از خود نشان می دهند و هرگز تسلیم نمی شوند.

علت این که بعضی افراد تسلیم می شود این است که آن ها تصور می کنند موفقیت بدون سختی و رنج به دست میاید و فکر می کنند مسیر رسیدن به اهدافشان همیشه باید هموار باشد. در حالی که این موضوع حقیقت ندارد.
در حقیقت در شرایط سخت شما دو انتخاب دارید:
انتخاب اول در شرایط سخت » تسلیم شوید و کنار بکشید!
انتخاب دوم در شرایط سخت » ادامه دهید و خودتان را نبازید

انتخاب دوم این است که خودتان را نبازید و مطمئن باشید این روزهای سخت و پر از رنج خواهد گذشت و بالاخره روزهای خوب خواهند آمد. پس با تمام وجود برای خوب شدن اوضاع مالی تان، شرکت در کنکور، بهبود بیماری یا هر شرایط سخت دیگر بجنگید و مطمئن باشید که این رنج ها و سختی ها به سراغ شما آمدند تا شما را قوی تر کنند و به جایگاهی که لیاقتش را دارید برسانند. اگر شما قوی باشید و خودتان را مثبت نگه دارید می توانید از طوفان حوادث جان سالم به در ببرید

چگونه تحت تاثیر حرف دیگران قرار نگیریم؟

گاهی اوقات اطرافیان ما پیشنهاداتی می دهند که ذهنیت ما را درمورد موضوعات مختلف زندگیمان خراب می کنند. اینها تاثیر حرف دیگران روی ماست.

اهمیت ندادن به حرف مردم از سری مهارتهایی که هر انسانی باید در زندگی بیاموزد . از قدیم بسیار شنیده ایم میگویند در دروازه را می شود بست ولی در دهان مردم را نمی شود .این ضرب المثل جایی به کار میرود که کسی از نظر و عیب جویی دیگران ناراحت است و تاثیر حرف دیگران روی رفتار او بسیار زیاد است و همیشه افرادی در اطرافمان هستند برحسب خیر خواهی , صمیمیت و یا حتی حسادت در مورد موضوعات مختلف زندگیمان نظر میدهند.

با این گونه افراد باید رفت و آمد داشته باشیم و خوش برخورد باشیم , به حرف آنها مشتاقانه آن گوش دهید این حرفها و روابط نباید تاثیربد بگذارد.که از این موضوع رنج ببریم و ناراحت شویم.

انسان موجودی تغییر پذیر هست یعنی تحت تاثیر حرف دیگران قرار می گیرند و گاهی این تاثیرات منفی است و او را از میرنجاند.

دیده شده این تحت تاثیر حرف های دیگران قرار گرفتن زندگی هایی را با مشکل روبه‌رو کرده است و توقعات خانوادگی را بالا برده.

در جامعه ما ارتباط و روابط اجتماعی انسان ها به یکدیگر یکسری وظایف و آدابی دارد که با رعایت کردن آنها می توان زندگی موفقی داشت و ارتباط با همنوعان را حفظ کرد

غلبه بر ترس از شکست و رسیدن به موفقیت

ترس از شکست مثل یک ویروس در درون ما مخفی شده که مانع پیشرفتمان می شود.
تقریبا اغلب افراد روزانه با این ویروس دست و پنجه نرم می کنند و جالب این هست که عده کمی هستند که ریشه آن را می دانند و برای رفع آن تلاش می کنند. به همین خاطر هست که تلاش آن ها برای موفقیت اغلب بی نتیجه می ماند.
چه راه کاری برای تبدیل ترس از شکست به موفقیت وجود دارد؟
کافیست همین الان کوچک ترین قدمی که می توانید را برای هدفتان بردارید و هر روز یک گام کوچک جلو بروید.
وقتی شما شروع به کار کوچک می کنید ترس شما فرو می ریزد و شما آرامش پیدا می کنید. منظورم از کار کوچک این نیست که مثلا اگر بخواهید یک وب سایت راه اندازی کنید همین امروز باید آن را تمام کنید. بلکه به عنوان مثال کار کوچک برای این مورد این هست که همین حالا حداقل سه مقاله در باره آشنایی با راه اندازی وب سایت مطالعه کنید. به همین سادگی!

اقدام و عمل شاه کلید مقابله با ترس از شکست و رسیدن به پیروزی هست.

وقتی این مثال که کارهای کوچک را انجام دهید به دوستان عرض می کنم این مانع ذهنی برایشان به وجود می آید که با این اقدامات نمی شود موفق شد. اتفاقا کسانی که این دیدگاه دارند، سال ها در حسرت موفقیت درجا می زنند و افراد دیگر بعد از چند سال انجام کارهای کوچک و اقدام به موفقیت های بزرگ می رسند. بنابراین انتخاب با شماست. یا همین الان شروع به اقدام کنید یا درجا بزنید و هر روز ترس از شکست را تجربه کنید.

تنظیم اهداف قدرت تغییر هر چیز را به وجود می آورد

آنچه رخ می دهد این است که وقتی در زندگی هد ف داشته باشید، خلاقیت پیدامی کنید، انگیزه می یابید و وقتی آنها عملی می شوند، مسیر پیش رویتان روشن تر و واضح تر می گردد
زمانی که هدفی فکر شما را معطوف می کندهمواره بدان توجه خواهید کرد و مرتب ایده های نوینی به مغزتان می رسد.
این گونه است که می توانید راه های نوینی خلق کنید و روش های متعددی را برای رسیدن به هدف امتحان کنید

زیبایی انسان در چیست

روزی شاگردان نزد استادی رفتند و پرسیدند :” استاد، زیبایی انسان در چیست؟” استاد دو کاسه کنار شاگردان گذاشت و گفت:” به این دو کاسه نگاه کنید . اولی از طلا درست شده است و درونش زهر است ، و دومی گلی و درونش آب گواراست . شما کدام را می خورید؟” شاگردان جواب دادند:” کاسه گلی را .” استاد گفت:” آدمی هم همچون این کاسه است. آنچه که آدمی را زیبا می کند درون و اخلاقش است. باید سیرتمان را زیبا کنیم، نه صورتمان را.” نکته : به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به ” سیرت ” تو می نگرد.

انسان در زندگی همواره دوست دارد زیبا باشد و به زیبایی برسد، یکی از عواملی که سبب زیبایی انسان می‌شود زیبایی روح است و چیزی که در شادابی و زیبایی روح انسان تاثیر بسیار زیادی دارد، راستگویی، درستکاری و حق‌گویی انسان‌هاست.

آنچه که سرنوشت انسان را می سازد، استعدادهایش نیست بلکه انتخابهایش است

دکتر گلاسر معتقد است که تمام رفتارهای انسان‌ها بر اساس انتخاب‌های آنان به وجود می‌آید. در حقیقت هر انسانی با هر انتخابی که در زندگی می‌کند در تلاش است تا به ارضای یکی از این پنج نیاز اساسی‌اش بپردازد:

نیاز به بقا
نیاز به عشق و احساس تعلق
نیاز به قدرت (موفقیت و ارزشمندی)
نیاز به آزادی
نیاز به تفریح

تئوری انتخاب بر کنترلی که هر فرد بر احساسات و رفتار خود دارد، تاکید می‌کند. به این ترتیب می‌توان به این نتیجه رسید که اگر ما به تئوری انتخاب معتقد باشیم، مسئولیت زندگی خود را به صورت تمام و کمال قبول می‌کنیم و این مسئولیت پذیری برایمان آزادی به همراه دارد.

چرا باید با دیگران مهربان باشیم

مهربانی با دیگران، صرفا ابراز یک احساس نیست، بلکه یک اقدام است. باری از دوش عزیزی بردارید، امید بدهید و انگیزه ایجاد کنید. بعضی از اینکه با دیگران مهربان باشند نگرانند که مبادا دیگران از مهربانی آنان سوء استفاده کنند و یا اینکه دیگران آنان را ضعیف و ناتوان بپندارند.
گاهی هم آنقدر از دیگران مهربانی ندیده ایم که اگر ازکسی مهربانی ببینیم، تردید می کنیم که ماجرا چیست. بهرحال برای متصل شدن به انسان ها باید مهربان بود و با آنها مهربانی کرد، بدون عشق و مهربانی، بشریت نمی تواند زنده بماند. برای مهربانی با انسان ها خود را جای آنها بگذارید و با آنها مهربانی کنید.
مهربانی با دیگران اولین منافع را برای خود انسان دارد که آدمی احساس خوبی از خودش دارد و خود را گرامی می دارد و بر عزت نفسش می افزاید. بهترین راه برای ایجاد تغییر در دیگران، ایجاد تغییر در دنیای درون خود ماست. نسبت به دیگران مهربانی بیشتر، همدری بیشتر، فهم و درک بیشتر داشته باشیم، قلب خود را بگشاییم و بیشتر عشق بورزیم.
شما همیشه می توانید از انسان های خوب یا بد چیز یاد بگیرید. هرچه مهربانتر باشید، برای جذب انسان ها مغناطیس بیشتری دارید. پیش فرض های خود را کنار بگذارید، خوب باشید و آرام و عاشق بمانید. برای مهربانی با خود و دیگران ابتدا خود را عاشقانه دوست داشته باشید.
اساس مدیریت مهربانی، مهربانی با خود است، به محض اینکه با خود مهربان می شوید، اتفاقات بزرگی در زندگیتان رخ می دهد.اگر شما شخصیت، منش، رفتار زیبا و درستی داشته باشید و مهارت های ارتباطی را بدانید و انسان ها را به درستی بفهمید، آنگاه شما با آنها مهربان خواهید بود و در جلب انسان ها برنده هستید. ۱۵در صد از موفقیت انسان ها در محیط کارشان به خاطر علم و دانش، مهارت و تخصص آنهاست و ۸۵ در صد به خاطر شخصیت و توانایی آنها در ایجاد ارتباطات مهربانانه و زیبای انسانی است

چرا موفق نمی‌شویم؟ با موانع موفقیت آشنا شوید

همیشه هستند کسانی که برای شروع یک کار برنامه ریزی می‌کنند و برای رسیدن به هدفشان شبانه روز تلاش می‌کنند اما در بین این افراد ممکن است چند نفر به موفقیت می‌رسند.

به نظر شما چه عواملی وجود دارد که باعث می‌شود تعداد زیادی از افراد نتوانند به کاری که با انگیزه و با انرژی و با امید شروع کرده‌اند، پایان دهند و آن را به سرانجام برسانند؟ چرا هرچه تلاش می‌کنند، به موفقیت نمی‌رسند؟

معمولاً ما چندان به موانع موفقیت توجه نمی‌کنیم و این شاید خنده‌دار باشد، زیرا ما در جستجوی موفقیت هستیم ولی کاملا فراموش می‌کنیم چه موانعی ما را از رسیدن به اهداف‌مان بازمی‌دارند. بخش زیادی از زمان‌مان را صرف جستجوی موفقیت می‌کنیم اما از خود نمی‌پرسیم چه چیزی‌هایی مانع موفقیت‌مان می‌شوند. درنتیجه بارها با مشکلات مشابه روبه‌رو می‌شویم. وقت آن رسیده که این مسئله را حل کنیم. در این مقاله موانع موفقیت و کمال را با هم بررسی می‌کنیم.
1. افکار منفی، بزرگترین مانع موفقیت
2. نداشتن چشم‌انداز
3. عدم تمرکز
4. بی‌توجه به زمان
5. ضعف اراده
6. تلاش برای راضی‌ نگه‌داشتن همه
7. ترس
8. ذهنیت متوسط
9. کمال‌گرایی