به زمانبندی خدا اعتماد کنید

امروز می خواهم با شما درباره اعتماد به زمانبندی خداوند صحبت نمایم.

در زندگی همیشه ما منتظر چیزی هستیم؛ منتظر آرزویی که اتفاق بیفتد، منتظر ملاقات شخص مورد نظرمان، منتظر اینکه مشکلات حل شوند.

هنگامی که به آن سرعتی که ما انتظارش را داریم اتفاق نمی افتد، ناامید شدن بسیار آسان است. 

اما شما باید متوجه باشید لحظه ای که شما دعا کرده اید، خداوند زمانی را برای تحقق آرزوهای شما تنظیم می کند.

خداوند زمانی را برای شما تنظیم می نماید تا شخص مناسب را ملاقات نمایید.

زمان معینی وجود دارد تا مشکلات رفع شوند.

زمان معینی برای شفای شما وجود دارد، برای ارتقا یافتن شما، برای پیشرفت.

ممکن است فردا یا هفته دیگر یا 5 سال دیگر از تاریخ امروز باشد.

اما هنگامی که درک نمایید که زمان آن از قبل معین شده است، تمام فشارها از ما برداشته می شود. 

مضطرب و نگران زندگی نخواهید بود.

ادامه نوشته

چگونه در هنگام مواجهه با مشکلات به تلاش ادامه دهیم؟

در این مقاله مجله Success، سونیا تامپسون هفت راه برای افزایش پشتکار و مقاومت در هنگام برخورد با سختی ها را معرفی می کند. تا به حال پیش آمده که احساس کنید ریه هایتان در حال منفجر شدن است؟ تا به حال حسی شبیه به احساسی که من در کوهپیمایی به ماچو پیچو داشتم پیدا کرده اید؟

 

این شهر باستانی در ارتفاع 2400 متری از سطح دریا قرار دارد و گروه کوهنوردی من صعود خود را با اشتیاق از ساعت 5 صبح شروع کرد. من در پشت گروه تنها باقی ماندم، و بیش از 1100 متر تا انتهای مسیر باقی مانده بود.

 

هرگز تصور نمی کردم که این سفر تا این حد دشوار باشد. من به صورت مرتب ورزش می کردم، ولی این مرا برای چنین ارتفاعی آماده نکرده بود. انگار که نمی تواستم هوای کافی برای نفس کشیدن پیدا کنم.

 

من می خواستم تسلیم شوم. بدن من التماس می کرد که توقف کنم. ذهن خسته ام نیز هینطور. ولی من پافشاری کردم، و به نوک قله رسیدم. ریه ها و قلبم هم سالم باقی ماندند.

 

این ها هفت چیزی هستند که به من کمک کرد تا در آن روز به حرکت ادامه دهم، در حالی که همه چیز در درونم از من می خواست که تسلیم شوم. اگر شما در موقعیتی قرار گرفتید که می خواهید تسلیم شوید، این درس ها می تواند به شما نیز کمک کند.

ادامه نوشته

عادت روزانه برای شاد بودن

هر روز صبح زمانی‌که چشمانم را می‌گشایم به خود می‌گویم: “من این قدرت را دارم که روزی شاد یا غمگین را برای خود بسازم. من حق انتخاب این کار را دارم. دیروز گذشته و فردا هم هنوز نیامده است. من فقط یک روز یعنی امروز را دارم و هدفم این است که در آن با عادت روزانه شاد باشم.”

«گروچو مارکس»

این نقل‌قول از کمدین بزرگ یعنی گروچو مارکس، یک تکنیک موثر و ساده برای شاد بودن را به ما می‌آموزد که هر کسی باید آن را در زندگی خود بکار گیرد.

او می‌گوید که برای اینکه بتوانید همیشه شاد و با طراوت باشید، باید تلاش کنید امروزتان را خوشحال بگذرانید. شما باید شادی را انتخاب کنید و به هیچ چیز اجازه ندهید که شادی و خوشی را از شما بگیرد. از نظر او دیروز تمام شده است و فردا هم هنوز نیامده است. همگی شما در امروز قرار دارید. این سخن کاملا صحیح است.

معنای آرامش ذهن چیست و چگونه به دست می آید؟

داشتن یک زندگی باکیفیت باعث می‌شود تا آینده بهتری داشته باشیم و عملکرد خوبی داشته باشیم. یکی از راه‌های افزایش کیفیت زندگی، آرامش ذهن است. وقتی ذهن آرامی دارید راحتتر با موضوعات مختلف کنار می‌آیید و همه چیز بهتر خواهد بود. آرامش ذهنی معانی زیادی دارد و ممکن است هرکسی تعریف مخصوص خودش را داشته باشد.

آرامش ذهنی و درونی به این معناست که شما کنترل افکار خودتان را در دست دارید و اجازه نمی‌دهید که دیگران یا ناملایمات و سختی‌های زندگی روی شما تاثیر بگذارد. زمانی که به این توانایی دست پیدا کردید می‌توانید مطمئن باشید که از پس انجام همه چیز بر خواهید آمد.
آرامش درونی به شرایط بیرونی هیچ وابستگی ندارد و در شرایط سخت هم فرد می‌تواند آرامش خود را حفظ نماید. به هنگام آرامش ما می‌توانیم بی هیچ دغدغه‌ای کارهای خود را با بازدهی بالا انجام دهیم و به هنگام رویایی با مشکلات، راه حل‌های مناسبی برای آنان بیابیم. انسان‌های موفق این مهارت مهم را یاد گرفته‌اند و بدون توجه به افکار و موانع منفی بیرونی تلاش کرده‌اند تا به هدف‌های دلخواه خود رسیده‌اند

زندگی بدون حسرت خوردن و پشیمانی چگونه ممکن است؟

شـمـا تـنـهـا کـسی نیـسـتـید کـه ممکن است به گذشته افـسوس بخورد، به چیزها یا کسانی که از دست داده، به کارهایی که کرده یا نکرده و…این احساس گاهای به همه ی ما دست می دهد. مقدار مشخصی از آن اشکالی ندارد اما…
اما این احساس می تواند گاهی ناسالم باشد. وقتی این عمل برای کسی به صورت عادت درآید و هر کار کوچکی را مشکل بزرگی فرض کند. اگر این احساس بخواهد به افسردگی فرد منجر شود، به این معنا است که فرد بیش از حد به این مسئله بها میدهد و زندگیش توام از حسرت خوردن بر گذشته است.
۶ راه برای دوری از احساس ندامت و پشیمانی
۱- همه چیز را کلی بررسی کنید
۲- قاطع و محکم باشی
۳- اتفاقات را بپذیرید
۴- دست به عمل بزنید
۵- مثبت بیندیشید
۶- مثل افراد شکست خورده رفتار نکنید

عواقب خودخوری چیست؟

هرکسی گاهی خودخوری میکند، اما به نظر می رسد بعضی افراد هرگز نمی توانند رگبار پیوسته افکار خود را ساکت کنند. این دیالوگهای تک نفره اغلب شامل الگوهای مخرب و افکاری این چنینی است:

- نباید امروز توی جلسه ابراز وجود می کردم؛ چون همه به چشم یه احمق به من نگاه کردن. باید سر کار قبلیم میموندم. اگه همون جا مونده بودم، شادتر بودم.

- پدر و مادرم همیشه می گفتن هیچی نمی شیم. حق با اون ها بود!

غصه خوردن و نگرانی اغلب شامل فاجعه و پیش بینی های آینده است. این افراد ممکن است این طور فکر کنند:

- فردا که سخنرانی کنم، آبروم میرہ، دستھام میلرزه، صورتم قرمز می شه و همه میفهمن عرضه ندارم!

- هر کاری هم کنم، هیچ وقت ترفیع نمیگیرم.

- نامزدم یکی بهتر از من پیدا می کنه و درنهایت من تنها می مونم.

این افراد تنها از کلمات برای اندیشیدن استفاده نمی کنند.، بلکه گاهی این تصاویر را تجسم نیز می کنند؛ مثلا در ذهنشان بارها و بارها مجسم می کنند که ماشینشان کنار جاده خراب می شود. همچنین تمایل آنها به فکرکردن زیاد درباره هرچیزی، مانع انجام کار مفیدشان می شود.

خطرات خودخوری
فکرکردن زیاد درباره هرچیز، نه تنها مزاحمتان است، بلکه می تواند تأثیر زیادی بر سلامتی تان بگذارد.

به گفته محققان، فکرکردن به کمبودها، اشتباهات و مشکلات، خطر ابتلا به اختلالات روانی را افزایش می دهد. وقتی سلامت روانی شما کم می شود، بیشتر در فکر فرو میروید و مشکل تر می توانید این چرخه معیوب را بشکنید.

براساس مطالعات، خود خوری کردن منجر به ناراحتیهای عاطفی جدی نیز می شود که اغلب افراد برای فرار از این مشکل، به روش های ناسالم مثل پرخوری یا مصرف مواد مخدر روی می آورند. اگر خود خوری میکنید، حتما می دانید که وقتی ذهنتان خاموش نیست نمی توانید بخوابید.

بررسیهای انجام شده در تایید این موضوع نشان داده اند که خود خوری کردن و غصه خوردن منجر به کاهش زمان خواب و کیفیت آن می شود.

غذای روح چگونه تأمین می شود؟

ما هرگز گوشت فاسد را نمی‌خوریم. به غذایی بدبو و گندیده لب نمی‌زنیم.
حتی دیدن یک مو در غذایی لذیذ و سالم‌، حالمان را بد می‌کند یا اگر احساس کنیم آشپزی که این غذای خوشمزه را پخته اصولاً آدم بی‌سلیقه‌ای است که اهمیتی به بهداشت خود نمی‌دهد‌، باز هم حاضر به خوردن آن غذا نیستیم.

ما به شدت مراقب هستیم تا غذایی سالم و مورد تإیید را وارد بدن‌مان نماییم. چون می‌خواهیم جسم سالمتری داشته‌باشیم.
اما نوبت به تغذیه ذهن که می‌شود‌، هیچ اهمیتی نمی‌دهیم. در حالیکه تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا‌ء نتیجه کانون توجه و ورودی‌هایی است که به ذهن‌مان راه داده‌ایم.
اما درباره ورودی های ذهن‌مان وسواس چندانی به خرج نمی‌دهیم. ساعت‌ها پای اخبار می‌نشینیم تا از تک تک فجایعی آگاه شویم که ممکن است در گوشه و کنار جهان رخ داده باشد.
ساعت ها درباره ناخواسته‌های زندگی‌مان‌، درباره رابطه‌آی که از آن رضایت نداریم و مسائل مالی‌ای که درگیر آن شده‌ایم‌، لب به گله و شکایت می‌نشینیم..
ساعت‌ها پای فیلم‌هایی می‌نشینیم که تمرکز آن بر کمبود است و غافلیم از اینکه تمام این گله و شکایت‌ها‌‌، شنیدن این درد و دلها و تأیید کردن آنها‌، یک غذای مسموم و بدبو است که به ذهن خود می‌خورانیم.
چرا با اینکه تا این حد به تغذیه جسم‌مان اهمیت می‌دهیم‌، از تغذیه ذهن غافلیم؟!
چرا نمی‌توانیم درک کنیم که هر موضوعی که آرامش ما را مختل می‌کند‌، هر تصویری که احساس‌مان را بد می‌کند‌، هر اخباری که ما را نگران‌تر می‌کند و هر توجهی که ترس‌‌، تردید و اضطراب را در وجودمان می‌کارد‌، همان غذای مسمومی است که ذهن‌مان را بیمارتر و باورهای‌مان را محدود کننده‌تر می‌گرداند و سپس خودش را در قالب بدهی‌، نگرانی‌های تمام نشدنی مالی‌، روابط پرتنش‌، جسم بیمار‌ و… نشان می‌دهد.
توجه به هر ورودی مسموم‌، یعنی ارسال فرکانس یک ناخواسته‌ی دیگر کهو نتیجه‌ی آن ورود اتفاقات ناخواسته‌ی بیشتری است که راه را برای گله و شکایت ها‌‌، ترس‌ها و نگرانی‌های بیشتر باز می‌کند.
اتفاقات ناخواسته‌ی بیشتری را به زندگی‌ات جذب می‌کند تا دوباره موضوعات بیشتری برای گله و شکایت‌ و نگرانی داشته باشی.

تنها راه خروج از این حلقه معیوب‌، تغذیه ذهن با غذایی مناسب است.
به همین دلیل لازم است همانگونه که با وسواس‌، غذاهای سالم‌، خوشرنگ و بو و خوشمزه را وارد بدنت می‌کنی‌، درباره غذای ذهنت هم وسواس به خرج دهی و تنها ذهنت را در معرض ورودی‌های قرار دهی که احساس بهتری به تو می‌بخشد و تو را سپاس‌گزارتر می‌نماید.

اهمیت انتخاب‌ها در زندگی ما انسان‌ها

زندگی از رویدادهای مختلف و اتفاقات ریزودرشت تشکیل شده است که هرکدام تأثیری بر روند و کیفیت آن دارند. بسیاری از این رویدادها نتیجه انتخاب‌ها و تصمیم‌های ما هستند.

تفاوت‌های بین کیفیت، نحوه زندگی و مسیری که افراد طی می‌کنند، همگی ناشی از انتخاب‌ها و تصمیم‌های آن‌ها در برهه‌های مختلف زندگی است.

«تمام زندگی ما تا پایان، مجموع کل انتخاب‌هایی است که می‌کنیم.»

دارن هاردی(+)

ما از صبح که از رختخواب بیرون می‌آییم تا شب که به رختخواب برمی‌گردیم، دائماً در حال انتخاب و تصمیم‌گیری هستیم. اکثر افراد در بسیاری از مواقع اصلاً متوجه نیستند که در حال انتخاب کردن هستند.

ادامه نوشته

چگونه با خود به صلح برسیم؟

اگر از زندگی خود به تنگ آمده‌اید، مدام در اضطراب و نگرانی غوطه می‌خورید و کامتان تلخ و افکارتان منفی است و دچار مکالمه‌های بی‌وقفه درونی هستید، اگر از خود و کار خود رضایت ندارید و با خود در جنگ و تنش هستید، شما آرامش درونی‌تان را از دست داده‌اید و با خود در صلح نیستید.

به گزارش ایسنا، سواد زندگی نوشت: «در این روزهای شیوع خبر بد و تنگناهای معیشتی و چشم‌اندازهای توفانی، دستیابی به آرامش درونی شاید امری آرمانی و دست‌نیافتنی به نظر برسد. شاید بسیاری از شما بگویید، با این همه مسئولیت‌های کاری، خانوادگی و شخصی و در جامعه‌ای متلاطم چگونه می‌توان آرام ماند و به صلح با خود پرداخت.

اولین و ساده‌ترین دلیل آن هم این که همین حالایش وقت کافی در طی روز برای انجام وظایف، کارها و تعهداتی که جامعه از شما می‌خواهد، وجود ندارد. پس چطور می‌توان انتظار داشت که به آرامش درونی و صلح با خود بپردازیم؟

ادامه نوشته

برای خودت کار کن

یکی از رموز موفقیت در مسائل مالی کار کردن برای خود است، بسیاری از مردم برای این دچار مشکلات مالی می‌شوند که برای دیگران کار می‌کنند.
رابرت کیوساکی در کتاب "پدر پول دار پدر بی پول" می‌نویسد: یکی از عمده ترین مشکلات مالی، همرنگ جماعت شدن و تلاش برای عقب نماندن از دیگران است. گاهی لازم است در آیینه نگاهی بیندازیم و با ضمیر درون خود سخن بگوییم و در مورد ترس هایمان صادق باشیم. پدر پولدارم همیشه به ما می‌گفت "آدم باهوش همیشه آدم‌هایی که از او باهوش‌تر هستند رو استخدام می‌کنه."
اغلب مردم برای غیر از خودشان کار می‌کنند. آن‌ها در درجه اول برای کارفرماها و از طریق مالیات، برای دولت و بعد هم به خاطر وام مسکن و بدهی های کارت اعتباری برای بانک ها کار می‌کنند.
یک شخص می‌تواند تخصصی داشته باشد اما کسب و کاری برای کار کردن نداشته باشد. انسان برای اینکه بتواند از نظر مالی احساس امنیت کند، باید به کسب و کار خودش فکر کند. کسب و کار انسان، بر اساس دارایی‌ها که نقطه مقابل درآمد است شکل می‌گیرد.

دلیل اصلی ترس مردم بی پول، افراد طبقه متوسط و محافظه کارانه عمل کردن آن‌ها این است که سواد مالی ندارند و بنابراین ناچار هستند به کارشان چسبیده و احتیاط به خرج دهند

آهسته تر بروید تا سریع تر برسید

اگر می خواهید زندگی تان را در مسیر تغییرات مثبت دائمی هدایت کنید، نیاز به بهره برداری از قدرتمند ترین نیروی تغییر در عالم هستی دارید
این نیرو زمان است
زمان نیرویی است که اقدامات کوچک ، تقریبا نامحسوس و ظاهرا ناچیز را به نتایجی بزرگ و دور از انتظار تبدیل می کند.
شما اقدامات را تامین می کنید و جهان زمان را فراهم می کند منتهی باید اقدامات روزمره تان را طوری انتخاب کنید که زمان به نفع شما عمل کند ، نه علیه شما.
در زندگی یک روال طبیعی وجود دارد: ابتدا کاشت، سپس داشت و سرانجام برداشت
مرحله ای که از آن غفلت کرده ایم، همان مرحله است که قدرت واقعی از آنجا ناشی می شود، یعنی مرحله داشت(پرورش و نگهداری).
این مرحله ، برخلاف کاشت و برداشت، فقط از طریق بعد صبر و شکیبایی در گذر زمان رخ می دهد.
کار سخت چیزی است که کمی زمان می بردو کار غیر ممکن چیزی است که کمی زمان بیشتر می خواهد.