هرگز تسلیم نشو و علیرغم ترسی که داری ادامه بده
میدونم… میدونم رفیق… میدونم که بارها تلاش کردی و موفق نشدی… اما اینم میدونم که تو تسلیم نمیشی… تو تسلیم نمیشی و به راهت ادامه میدی، چون فردایی که تو داری به تحمل تمام این سختی ها می ارزه… همه تنهات گذاشتن، از کنارت رد شدن، تورو باور نکردن و بهت خندیدن… اما تو ادامه میدی، ادامه میدی و به بهترین چیزایی میرسی که اونا تو خواب هم نمیتونن ببینن. اگه هزار بار تلاش کردی و زمین خوردی، دوباره شروع کن. مسیر پیروزی همینه. پر از فراز و نشیبه، اما تو تنها کاری که میکنی اینه که بیخیال نمیشی…
فراموش نکنید که تا وقتی که میتوانید قدم بعدی را بردارید، شما شکست نخورده اید. این را هم فراموش نکنید که تا وقتی که میتوانید از جای خود برخیزید و ادامه دهید، شکست برای شما به معنای پلی به سمت پیروزی خواهد بود. با وجود تمام سختی و مشکلاتی که وجود دارند و همه ما میدانیم، باید ادامه بدهیم. سختی های امروز تو، داستان پیروزی فردای تو هستند… ببینید که چه میراثی از خود به جا میگذارید؛ به عنوان یک نمونه موفق و تسلیم نشدنی از شما یاد خواهند کرد، یا کسی که تسلیم شد و هرگز کسی نامی از او نشنید… در انتها به یک جمله از «جک ما» بسنده میکنم: هرگز تسلیم نشوید… امروز سخت است و فردا سخت تر… اما پس فردا روز روشنی برایتان خواهد بود
چگونه غیرممکن را به ممکن تبدیل کنیم؟
در دهه 1960 میلادی، از نظر فنی غیر ممکن بود که یک انسان بتواند به فضای بیرونی کره زمین سفر کنید. ولی ظرف 10 سال، اولین انسان قدم به سطح ماه گذاشت. این فرایند معجزه آسای تبدیل رویا به واقعیت وقتی شروع شد که یک «ندا» جامعه علمی را به چالش کشید تا هر کاری که لازم است را انجام دهد تا آمریکا «انسانی را تا پایان آن دهه به ماه بفرستد.» این چالش با کاشتن بذر دستاورد ممکن در آینده درون خاک حاصلخیز تخیل، روحیه یک ملت را بیدار کرد. اینکه ما تا چه مقدار بتوانیم نتایج خود را تغییر دهیم تا حد زیادی بستگی به قوه تخیل ما دارد.با آن چالش شجاعانه، غیر ممکن تبدیل به واقعیت شد.
همین اصل در مورد هر زمینه دیگری از زندگی ما نیز کاربرد دارد.
آیا یک انسان فقیر می تواند ثروتمند شود؟ قطعاً! ترکیب منحصر به فرد اشتیاق، برنامه ریزی، تلاش و پشتکار همیشه جادوی خود را به دنبال خواهد داشت. سؤال این نیست که آیا این فرمول برای موفقیت جواب می دهد یا نه، بلکه آیا انسان این فرمول را دنبال می کند یا خیر. این متغیر ناشناخته است. این چالشی است که همه ما با آن مواجه هستیم.
همه ما می توانیم از جایی که هستیم به جایی که می خواهیم باشیم، برسیم. هیچ رویایی غیر ممکن نیست اگر ابتدا ما شجاعت باور کردن آن را داشته باشیم.
جیم ران، کسی که یکی از اولین فیلسوفان کسب و کار در آمریکا شناخته می شود، فلسفه ها و اصول خود در زمینه موفقیت را به مدت 46 سال به اشتراک گذاشت. ران در اینجا 13 روش برای بهبود زندگی را معرفی می کند تا شما بتوانید رویای خود را ممکن سازید:
روبرو شدن با ترس های خود
تغییر مسیر با قدرت اراده
پذیرش اشتباهات خود
داشتن اهداف بزرگ
خودباوری
به دنبال خردمندی باشید
استفاده از زمان
سرمایه گذاری کردن سودهای خود
شدت و جدیت در زندگی
چگونه میتوان شجاعت ادامه دادن را به دست آورد؟
خیلی وقتها در زندگی احساس شکست میکنیم. همه این احساس رو میکنن اما این احساس بعضیها رو جوری فلج میکنه که کسب و کارشون رو شروع نمیکنن. به نظر شما چگونه میتوان شجاعت ادامه دادن را به دست آورد و تسلیم نشد.
به نظر من همه ما یه جوری برای هر چیزی یه سری استدلال میآوریم چون خدا به ما قدرت منطق داده؛ ولی من باور ندارم که شجاعت پیروز شدن بر مشکلات و غلبه بر احساس شکست از درون ما میاد. به نظر من شجاعت از روابط به دست میاد. شجاعت از این احساس میاد که بدونی یکی هواتو داره. وقتی یکی، چه والدینت، چه استادت، چه دوستت بهت بگه من باورت دارم، من هواتو دارم، این بهمون سوخت میده.
انسانها حیوانات اجتماعی هستن و تقریباً تمام رفتارهای ما توسط میلمون به احساس امنیت کنترل میشه.
برای همین اونهایی که روابطشون رو پرورش میدن و از دیگران مراقبت میکنن، خودشون رو توی موقعیتی خواهند دید که احتمال بیشتری داره دیگران هم ازشون مراقبت کنن.
ما باید بدونیم که برای گذشتن از روزهای سخت، برای گذشتن از ترس، به افراد دیگه نیاز داریم.
اقدام جسورانه بهتر از ریسک نکردنه
خیلی از افراد هستن که از ریسک کردن می ترسن و دنبال اقدام جدید یا فعالیت خاصی نیستن همین ترس از ریسک کردن باعث میشه این افراد، در جای خودشون روی همون پله اول متوقف بشن،
ما گفتیم که ترس دشمن ایمانِ شک و تردید و ترس می تونه شجاعت و جسارت ما رو پشت میلهای محافظتشده، قرار بده و ما نتونیم دست به اقدامی جدید بزنیم من نمی گم باید همیشه ریسک و خطر کرد.
چون بیمحابا و بدون فکر کاری رو کردن فقط از سر جسارت، گاهی باعث شکست و عدم نتیجهگیری میشه،
ریسک کردن، به معنی اقدام کردن برای دستیابی به یه هدف یا خواسته یا برآورده کردن یه نیازه، در شرایطی که میدونیم این اقدام ممکنه تبعات یا دستاوردهای منفی رو هم داشته باشه،
اما وقتی که در مسیر درست باشی شاید از دید خیلیا ریسک به حساب بیاد اما چون مطمئنی از انجامش به همین خاطر ترسی بر دلت راه پیدا نمیکنه
خودت را دست کم نگیر
«احساس حقارت» باعث می شود که انسان توانایی های بالقوه خودش را دست کم بگیرد.اما مهم این است که این حس از کجا می آید؟ و چطور رفعش کنیم؟
خودت را دست کم نگیر!
«احساس حقارت» داشتن، همان طور که از کلمه دومش بر می آید ، یعنی اینکه یک نفر حس کند در برابر دیگران کوچک است و خودش را دست کم بگیرد. البته همان طور که از کلمه اولش هم بر می آید ، نشان از این دارد که این «خودکم بینی» چندان ربطی به واقعیت ندارد و بیشتر باور و حس یک آدم است نسبت به خودش.
احساس حقارت از کجا می آید؟
چرا بعضی ها هیچ اهمیتی به خودشان نمی دهند؟ چرا بعضی ها فکر می کنند از همه لحاظ کم آورده اند یا بهتر بگوییم کم دارند؟ چرا بعضی ها با دیدن چهره خود جلوی آینه ابعاد وجود خویش را کوچک تر می بینند؟ چرا حس می کنند نسبت به دیگران کمتر موفقند؟ این دلیل ها احتمالاً قانع کننده ترین دلیل ها برای احساس حقارت هستند:
1- والدین بیش از حد سختگیر یا بیش از حد آسان گیر
2- نظر دوروبری ها
3- مشکلات جسمی واقعی
درمان خود کمبینی
شما کافی است درباره خودتان، احساس احترام و ارزشمندی داشته باشید، همان طور که برای دیگران قائل هستید. همان قدر به دیگران اهمیت دهید که به خودتان اهمیت میدهید. اهمیت قائل شدن زیادی برای دیگران را به در اولویت قرار دادن خود تغییر دهید. سعی کنید به تدریج این الگوهای رفتاری را در خود ایجاد کنید.
راهکارهای عملی برای جلوگیری از تعلل کردن در کارها
همهی ما گاهی اوقات کارها را به زمان دیگری موکول میکنیم و با این پدیده آشنا هستیم. زمانی که کارها را به تعویق میاندازیم، درواقع زمان آزاد را هدر میدهیم و کارهای مهمی را که بهعهده داریم، به آخرین لحظات موکول میکنیم. در چنین لحظههایی به شدت دچار اضطراب میشویم و افسوس میخوریم که ای کاش کارمان را زودتر شروع کرده بودیم.
کسانی که دائما کارهای خود را به زمان دیگری موکول میکنند، احتمالا چندین سال از زندگی خود را در این چرخه سپری کردهاند. تعللکردن، کارها را به عقبانداختن، سستشدن، پنهانشدن از کار، روبهروشدن با آن در آخرین لحظه و سپس تکرار دوبارهی این چرخه. به تعویقانداختن کارها حقیقتا یک عادت نادرست است که ما را از بین میبرد و از دستیابی به اهداف بزرگتر در زندگی جلوگیری میکند. اجازه ندهید که این عادت اشتباه تمام زندگی شما را هدر دهد. در ادامه با چند راهکار عملی آشنا میشوید که برای غلبه بر به تعویقانداختن کارها به شما کمک میکند.
۱. کارتان را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید
۲. محیط پیرامون خود را تغییر دهید
۳. یک جدول زمانی جزئی با ضربالاجلهای مشخص طراحی کنید
۴. تعللهای کوتاه و بلندمدت را کنار بگذارید
۵. با افرادی معاشرت کنید که انگیزهی لازم را در شما ایجاد میکنند
۶. دوست پیدا کنید
۷. با دیگران دربارهی اهدافتان گفتگو کنید
۸. به دنبال کسانی باشید که قبلا به چیزی که میخواهید دست پیدا کردهاند
۹. اهداف خود را بازبینی کنید
۱۰. کارها را بیشازحد پیچیده نکنید
۱۱. کار را از جایی شروع کنید و فقط انجام دهید
احساس شادی در اوقات تنهایی
متخصصان میگویند برای خوشحال بودن در تنهایی، ورزش کردن، وقتگذرانی در طبیعت یا انجام امور داوطلبانه، میتواند کمککننده باشد.
گذراندن زمان به تنهایی به این معنا نیست که شما تنها هستید. اوقات تنهایی میتواند فرصتی برای شناخت بهتر خود، بهبود سلامت روان، و انجام کارهایی که از آن لذت میبرید، باشد. انسانها موجوداتی اجتماعی هستند و به سختی خواهان ارتباط با دیگران هستند. به همین دلیل مهم است که بیاموزند چگونه تنهایی طولانیمدت را تحمل کنند و حتی قدر آن را بدانند.
غول چراغ جادوی ذهن
یک لحظه چشمانتان را ببندید تصور کنید هرآنچه را که در ذهن بتوانید تصور کنید، در واقعیت پدیدار میشود…
حالا به چه چیزهایی فکر میکنید؟
احتمالا برای بار اول تصور بعضی چیزهای سخت خواهد بود…
درست است که تصور کردنمان هیچ هزینه و محدودیتی ندارد، اما ما اغلب اوقات آنچه را که شرایط فعلی نمیتوانستیم بدست آوریم را هم حتی تصور نکردیم !
یعنی، حتی برای تخیلاتمان هم حد و حدود مشخص کردیم ! در صورتی که تمام فیلسوفان، اندیشمندان ذهن و دانشمندان بزرگ تاریخ چیز دیگری به ما گفته اند : “آنچه را در ذهن بتوانید تصور کنید، در واقعیت تان پدیدار خواهد شد.”
پس چرا حد و حدودی برای تصوراتمان مشخص میکنیم؟
ما انسان ها، در محیط و شرایطی منحصر به خودمان زندگی میکنیم، گاهی این محیط و شرایط آنچه را که میخواستیم نیستند، به همین دلیل به اشتباه اغلب اوقات در مورد شرایط و محیط بدی که داریم ناراحتیم، نگرانیم و در حال خودخوری هستیم.
رالف والدو امرسون، فیلسوف و نویسنده آمریکایی در یکی از آثارش یعنی کتابِ اتـکـا بــه خـــود می نویسد: انسان های موفق، آنهایی هستند که شرایط و محیط پیرامونشان را نظاره میکنند، اگر چیزی را که میخواهند، نمی بینند، آنرا فراموش میکنند،
و چیزی را که میخواهند ببینند را خلق میکنند.
و درست همین جا است که محیط و شرایط فعلی، قدرت تجسم مان را، که قدرتمندترین سلاح موفقیت انسان است را از ما میگیرد و باعث میشود اغلب اوقات به چیزی که الان هست فکر کنیم تا چیزی که باید باشد.
چگونه لیمو ترش های خود را به شربت تبدیل کنیم؟
این کاری است که انسان موفق انجام می دهد اما یک انسان معمولی با اولین لیمو ترشی که بدستش می رسد به زمین و زمان ناسزا می گوید که چرا من؟ فاتحه ام خوانده است. سرنوشتم این است. یک ذره هم شانس ندارم.
اماانسان موفق وقتی یک لیموی ترش به دستش می رسد از خود می پرسد : از این بدبیاری چه درسی می توانم بگیرم؟چطور می توانم وضعیتم را بهتر کنم؟
روانشناس بزرگ آدلر ، پس از یک عمر مطالعه درباره مردم و نیروهای پنهان نهان اعلام کرد: یکی از شگفت انگیزترین خصوصیات بشر "تبدیل منها به جمع و تبدیل ضرر به سود است".
سعادت حاصل بیشترین لذتها نیست، بلکه حاصل بیشترین پیروزیها است. پیروزی تبدیل لیمو ترش به شربت.
به نظر شما چطور می توان
-لیمو ترش معلولیت را به شربت توانمندی تبدیل کرد
-لیمو ترش چاقی و اضافه وزن را به شربت سلامتی و وزن ایده آل تبدیل کرد.
-لیمو ترش جهل و و غفلت را به شربت آگاهی و دانش تبدیل کرد
و
.....
چرا شروع هرکاری سخت است ؟
همهی ما میدانیم که برای شروع کردن چیزی، باید شروع کنیم. هیچ راه دیگری وجود ندارد. هیچ راه دومی وجود ندارد. برای هر شروعی باید شروع کرد. اما برخی از ما در پروسهی فکر کردن در ذهن خود گیر میافتیم و نمیتوانیم اقدام کنیم. مثال معروف آن «از شنبه آغاز میکنم» است. بیاید ببینیم چرا شروع کردن سخت است .
«اگر هیچ محدودیتی نداشتی، اگر میدانستی هیچگاه شکست نمیخوری، اگر میدانستی همه چیز طبق نظر تو پیش میرود چه کار میکردی؟ چه چیزی عوض میشد؟ زندگیات چه تغییری میکرد؟» مسلماً اگر همه چیز همانطوری پیش میرفت که شما میخواستید، زندگیتان میتوانست خیلی فرق کند.
پس چرا من باید بترسم و زندگیای که دوست دارم را از خودم بگیرم؟ چرا؟ چون در افکار خود اسیر شدم. چون میترسم. چون بهانه دارم. من خودم را از زندگیای که دوست دارم و همیشه آرزو و رویایش را داشتم محروم میکنم.
ترس از ناشناختهها و اینکه بعدش چه میشود، میتواند باعث شود در افکار مخرب اولیه خود گیر بیافتیم و هیچگاه اقدامی نکنیم. ما از اتفاقات بعد از اقدام خود میترسیم. ترس دیگری که داریم، ترس از اشتباه کردن است. اینکه هر قدمی که بردارم اشتباه باشد. نکند بعداً پشیمان شوم؟
بنابراین ترس از ناشناختهها، ترس از شکست و ترس از اشتباهکردن باعث میشود که ما کمالگرا شویم و هر روز بگوییم: «امروز چیزی یاد میگیرم که خیلی بیشتر به من کمک میکند تا کسب و کارم را راهاندازی کنم.» اما در پایان این یک بهانه برای دوری من از احساس ترس و اضطراب برای حفظ بقای من توسط مغزم است.
برنامهریزی، چارهجویی و تلاش برای حفظ بقا ویژگیهایی هستند که در وجود همهی افراد بشر نهادینه شده و نوع انسان برای زندگی به آن نیاز دارد؛ اما اجازه ندهید صرف زنده ماندن، مانع زندگی کردنتان بشود
راههاي آينده يافتني نيست، ساختني است
آينده تداوم گذشته نيست، جنس آينده از جنس گذشته متفاوت است. آن عواملي درگذشته موجب موفقيت شما شده است،تضميني براي موفقيت شما درآينده نيست. براي ساختن آينده بايد چشم انداز روشن، اهداف دقيق وبينش متعالي داشته باشيد. بيچارهترين انسان کسي است که فاقد چشم انداز آرماني و بينش در زندگي است. آينده خود را، خودتان شكل دهيد، وگرنه ديگري آن را برايتان شكل خواهد داد. اگر نداني به کجا مي روي، هر گز نخواهي دانست کي به آنجا ميرسي. وقتي نميداني به کجا خواهي رفت، به هرطرف ميخواهي برو ! آينده مکاني نيست که آنجا ميرويم،آينده جايي است که آن را ميسازيم، راههايي که به آينده ختم مي شوند يافتني نيستند، بلکه ساختنياند بگونه اي که ساختن اين راه ها هم آينده و هم سازنده را بکلي دگرگون مي کند. تصور ما از آينده، بيش از آنچه در گذشته، تجربه کرده ايم روي موفقيت ما اثر ميگذارد. آينده از آن كساني است براي لحظههاي زندگي طرح و برنامه دارند. آينده از آن كساني است انتخاب ميكنند كه كجا باشند، كجا بروند، چگونه بروند و كدام راه را انتخاب كنند. آينده از آن كساني است كه تكليف خودشان را با زندگي خودشان تعيين مي كنند. آجرهاي باورهاي شما بناهاي آينده شما را خواهند ساخت.اگر اين آجر ها هوشمندانه ، محكم، متناسب، با ثبات و نظم وترتيب چيده شوند زيباترين آينده از آن شما است
چگونه از منطقه امن خود خارج شویم؟
از نظر روانشناسی، خروج از منطقه راحتی (Comfort Zone) مستلزم انجام کاری است که شما را ناراحت میکند.
این به معنای انجام کارهایی است که شما در مقابل آن مقاومت میکنید، از آن تنفر دارید و یا حتی از آنها میترسید.
تا زمانی که چنین احساساتی با شما همراه باشد، طبیعتاً در منطقه امن خودتان راحت و آسوده مینشینید.
اما این را بدانید:
اگر در زندگی چیزی میخواهید که هیچوقت نداشتهاید، باید کاری کنید که هیچ وقت نکردهاید!
موفقیت همیشه در انتظار کسی است که از لانه امن خود بیرون بیاید.
کسی که میخواهد از منظقه راحتی و آسایش خودش بیرون بیاید، باید در مواجهه با ناراحتی، عدم اطمینان و چالشها مشکلی نداشته باشد و مقاومتش بالا باشد. وگرنه کافی است کمی خسته شود، نه بشنود و یا ناامیدی پیدا کند، دوباره به لانهاش برمی گردد و این بار خروج او از ناحیه امن، مشکلتر از قبل خواهد شد
ممکن است در ابتدا مشکل به نظر برسد که از راحتی خود خارج شوید و حرکت کنید.
شما در مراحل اولیه آماده چنین کارهایی نیستید؛ اما کافی است «اقدام» کنید. تا زمانی که آنها را انجام دهید و آن را به بخشی از منطقه امن خودتان اضافه کنید. مثل این است که محیط دایره منطقه آسایش خودتان را مدام بزرگ و بزرگتر کنید.
الگوی نردبان موفقیت
ایجاد تغییر و تحول مثبت در زندگی فردی و بالارفتن از نردبان موفقیت در زندگی آرزوی هرکسی است. اما به سلامت طی کردن پله های این نردبان مستلزم رعایت شرایط ذیل است :
(الف) روی هر پله نباید بیش از حد معمول مکث کرد؛
(ب) پس از پیمودن پله اول، نوبت به پله دوم می رسد؛
(ج) از نردبانی که پایه اش شکسته است نباید استفاده کرد؛
(د) باید ابتدا جای پا را محکم کرد و سپس قدم بعدی را برداشت؛
(ها) پس از استفاده از نردبان نباید آن راسرنگونش کرد .
و امــا نردبان موفقیت شش پله دارد که گذراندن هریک از آنها اگر به درستی و با کیفیت مطلوب صورت گرفته باشد و شرایط پیش گفته رعایت شده باشد به تدریج شما را به پیروزی و کامیابی نزدیک تر می کند
چرا برای رسیدن به موفقیت باید سخت تلاش کنیم
کلید رسیدن به موفقیت تلاش بی وقفه است.
آیا می دانید چه زمانی افسرده می شوید؟ زمانی که از رسیدن به اهدافتان نا امید شده و از تلاش کردن دست بردارید. در این زمان همه ی حالات و احساسات منفی از جمله افسردگی به سراغ شما می آیند.
گر هیچ اقدامی انجام ندهید خیلی سریع افسرده خواهید شد. از طرف دیگر وقتی شروع به تلاش کردن می کنید قسمتی از مغز شما به طور ناخودآگاه فعال تر شده و حالات بدتان پس از مدتی تلاش از بین خواهد رفت.
ایده های جدید خلق کنید تا ذهنتان شما را برای پیدا کردن ایده های بیشتر یاری کند
زمانی که اولین ایده را خلق کرده و برای عملی کردن آن تلاش کنید ضمیر ناخودآگاه به شما احساسات بهتری ارسال می کند.
فرض کنید راه حل شما برای حل یک مسئله جواب نداد. در این صورت کمی نا امید شده و اگر دست از تلاش کردن بردارید نا امیدی شما تبدیل به افسردگی می شود.
اما اگر ایده ی جدید تری خلق کرده و در جهت تحقق آن تلاش کنید امید به زندگی شما بازمی گردد.
دور و برمان پُر از فرصت است.
اما متأسفانه بیشتر ما مدام فرصتها را از دست میدهیم، چون یا آموزش لازم را ندیدهایم، یا نسبت به نشانههایی که زندگی سر راهمان قرار میدهد آگاهی نداریم. بعضی وقتها هم که متوجه این فرصتها میشویم، از آنها استفادهای نمیکنیم، چون در ظاهر مشکل به نظر میرسند، نه فرصت. تردیدی نیست که انسان هر روز و مدام فرصتهای فوقالعادهای را که سر راهش قرار میگیرد، از دست میدهد. برای رسیدن به اهداف و آرزوهایش بهسختی کار میکند، ولی موفقیتی به دست نمیآورد، چون از شانسهایی که زندگی در مسیرش قرار میدهد، بهرهای نمیبرد.
اگر میخواهید دنیا را تغییر دهید، اول خودتان را عوض کنید
اقعاً میتوانید دنیا را تغییر دهید اما اول باید کوچک شروع کنید -- اول باید چیزهایی که در اطرافتان است را تغییر دهید. بعد میتوانید از آن بیرون بیایید. بهترین جایی که میتوانید از آن شروع کنید، خودتان هستید. اول زندگی که دوست دارید داشته باشید را با همه زیباییاش تجسم کنید.
از پایه شروع کنید: دوست دارید خانهتان چه شکلی باشد؟ آیا آن را تمیز، مرتب و منظم تصویر میکنید؟ یا مثل الان ریخته و پاشیده؟ روزتان را چطور تجسم میکنید؟ خوب، در دنیای ایدآلتان ممکن است جایی برای کار نباشد، اما یک برنامه عالی روزانه در محدودهای که الان میتوانید داشته باشید، برای شما چگونه است؟
برنامه روزانهای که با آن مشکل دارید را عوض کنید، عادتهای بدتان را تغییر دهید، و زندگیتان را تغییر دهید. همه آنها با قدرت ذهن شما امکانپذیر است. رمز کار تمرکز است. دنیا به طریقی نسبتاً ساده کار میکند. به طور کلی چیزی اتفاق میافتد و بر رخ دادن چیزی دیگر تاثیر میگذارد.
همه افکار منفی را از خودتان دور کنید تا زمانی برسد که به آن افکار مثبت رسیده و آنها را به واقعیت تبدیل کنید. وقتی همه چیز روی غلطک افتاد، نیرویی که با خودتان میآورید راه را برایتان آسانتر خواهد کرد. شما قدرت تغییر دادن دنیا را دارید؛ هیچ بهانهای ندارید که بگویید نمیتوانید خودتان را تغییر دهید.
مهمترین درس های جغد به انسانها- راهی برای رسیدنبه خود برتر پیدا کن
بسیاری از افراد بر این باور هستند به دنبال جغد بودن راهی برای رسیدن به خود برتر و مشاهده همراه با بصیرت حقیقت مسائل از دیدگاه معنوی می باشد و این مزیت به شما اجازه می دهد تا به قلمروهای روحانی و ماورایی سرک کشیده و با عناصر معنوی ارتباط برقرار کنید.
نمی توان جغد را فریب داد، به همین دلیل است که این حیوان معنوی به شما گوشزد می کند که با خودتان، صدای درون و بینش خود صادق باشید. این موجود اوهام و اسرار را تحمل نمی کند و به افشا و پاک سازی آن ها می پردازد.
می گویند زمانی که جغد بال هایش را به زندگی شما باز می کند فرصت دقت و مشاهده به دست می آورید، درست مانند این است که روی یک درخت نشسته و به تماشای دقیق پیرامون زندگی خود مشغول شوید.
بی شک در این لحظات که مدام خود را به این سو و آن سو نمی زنید از نحوه گذر زندگی شگفت زده شده و به جزئیات مهمی توجه می کنید که قبلا از چشم تان پنهان بوده است.
جغد به عنوان موجودی روحانی اغلب از شما می خواهد گذشته را رها کرده و بارهای سنگینی را که مانع حرکت هستند کنار بگذارید. شما باید با سایه ها و ترس های خود روبرو شده و از آن ها فراتر بروید تا شادی واقعی را پیدا کنید.
آرامش را در درون خود جستجو کنیم
امروزه هر کسی در زندگی خود به دنبال آرامش درون است؛ اما دست یابی به این هدف تنها یک آرزو شده است. تکنولوژی و پیشرفتهای دنیای امروز، زندگی را برایمان آسانتر کرده؛ اما بیشتر از هر دورهای دچار استرس و نگرانی شدهایم و آرامش از ذهن و جسمان دور شده است. برای موفق شدن نیاز به آرامش و شادی درونی داریم. با یوکن همراه باشید.
شرط اصلی این که در کارهایمان به موفقیت برسیم، داشتن آرامش و شادی در زندگی است. هرمن کین (Herman Cain) می گوید: "موفقیت رمز شادی نیست، شادی رمز موفقیت است. اگر هر کاری را که انجام می دهی دوست داشته باشی، حتماً موفق خواهی شد."
زندگی کردن در لحظه حال
زندگی کردن در لحظه یا حال به معنی آن است که با تمام حواس خود، هشیار و آگاه به زمان حال باشیم. این به معنی آن است که به گذشته فکر نکنیم یا در آن ساکن نشویم و نیز مضطرب و نگران آینده نباشیم.
اگر شما فقط می توانید یک لحظه در یک زمان زندگی کنید ، ممکن است آن را هم اکنون تبدیل کنید.
قبلاً شنیده اید – احتمالاً بارها – که زندگی در لحظه کنونی مهم است. شما همچنین ممکن است توصیه های مشابهی مانند این موارد را شنیده باشید:
“گرفتار فکر کردن در مورد گذشته یا آینده نیستید. زندگی در لحظه حال را مدنظر داشته باشید!”
“درلحظه زندگی کنید.”
“تمام آنچه که شما دارید این لحظه است. اجازه ندهید آن از بین برود. “
همه این گفته ها (احتمالاً استفاده بیش از حد) با همان پیام اساسی جوش می شوند: زندگی در لحظه حال بسیار حیاتی است.
در زندگی قرن بیست و یکم ما ، کار آسانی نیست همیشه چیزی پیش می آید که ما باید آن را آماده یا پیش بینی کنیم ، و زندگی ما آنقدر مستند است که گم شدن هرگز در گذشته آسان نبوده است.
با توجه به سرعت و برنامه های سرعتی که اکثر ما از آن استفاده می کنیم ، سطح عادی اضطراب ، استرس و نارضایتی هنجار جدید است. شما حتی ممکن است متوجه آن نشوید ، اما این گرایش به گذشته و آینده می تواند شما را دائما فرسوده و احساس عدم تماس با خود کند.
علاج این بیماری همان چیزی است که همه مردم در طی آن گفته اند: آگاهی آگاهانه و تعهد به زندگی در لحظه حال.
زندگی در لحظه به معنی آن است که اجازه بدهیم گذشته عبور کند و به آینده اعتماد کنیم. اگر ما مثبت و به زمان حاضر خوش بین باشیم، آینده ما نیز مثبت و امید بخش خواهد بود. ما این را به خود مدیون هستیم که هر لحظه مان را از همین حالا بشماریم.
* شما ارتباط بیشتری با افکار و احساساتتان پیدا می کنید.
* با دیگران ارتباط بیشتری پیدا می کنید.
* قدردانی و لذت بخشی زندگی را بیشتر احساس خواهید کرد.
* اگر شما در لحظه زندگی کنید، لحظه از کنار شما نمی گذرد.
* احساس تمرکز، صلح و زنده بودن بیشتری می کنید.
* کمتر احساس اضطراب و ترس می کنید.
مانند تمام مهارت ها، برای آموزش و لذت بردن از در لحظه زندگی کردن، نیاز به وقت گذاشتن و تمرین است. از همین حالا شروع کنید و زندگی را از منظری تازه و جدید ببینید
شکرگزاری شاه کلید رسیدن به تمام آرزوها
شکرگزاری یکی از ساده ترین راه روش ها برای ایجاد احساس خوب در شماست. هر چقدر بیشتر بابت نعمت ها و داشته های تان شکرگزار باشید خداوند نعمت های زیادی را وارد زندگیتان خواهد کرد.
قانون شکرگزاری یکی از روشهای مثبتاندیشی است که با توجه کردن به نعمت ها و خواسته هایتان و سپاسگزاری از خداوند ارتعاش قوی تری به کائنات و جهان هستی ارسال می کنید. ارتعاش شکرگزاری نسبت به بقیه ارتعاشات بسیار قوی تر است. وقتی بابت چیزی شکرگزار باشید در حال فرستادن ارتعاش آن به کائنات هستید و کائنات با توجه به ارتعاشی که از شما دریافت می کنند خواسته و یا ناخواسته را بیشتر وارد زندگیتان خواهند کرد.
از بین بردن محدودیتهای ذهنی
هر فردی نیاز دارد برای موفقیت، در جهت از بین بردن محدودیت های ذهنی خود تلاش کند. محدودیتهای ذهنی مواردی هستند که با آگاهی از آنها می توانید به راحتی در صدد رفع آنها بربیایید و شروع به از بین بردن این محدودیت ها کنید. بیشتر محدودیت های شما، محدودیت هایی هستند که صرفا در ذهن شما وجود دارند نه در واقعیت.
هیچوقت برای آموزش دیر نیست، هرزمانی که تصمیم به تغییر شرایط و شیوهی زندگیتان بگیرید بهترین زمان است و می توانید با از بین بردن محدودیت های ذهنی خود بهترین زندگی را برای خود خلق کنید.
تصمیم بگیرید و اگر می خواهید کاری برای خودتان انجام دهید زمان را از دست ندهید. مطالعه کنید، آموزش ببینید، تحقیق کنید. شما میتوانید به هر آنچه در ذهنتان هست دست پیدا کنید، شکها و تردیدها را کنار بگذارید و هر کاری فکر میکنید باید انجام بگیرد، را انجام دهید.
گذشتهی شما هیچ ارتباطی به آینده تان ندارد و شما می توانید آینده خود را به شکل متفاوتی بسازید و این تنها قدرتی است که می توانید از آن به نفع خود استفاده کنید.
چطور آهسته و پیوسته به سمت هدف حرکت کنید؟
بسیاری از ما دنبال رسیدن به عادت های جدید و یا از بین بردن عادت های بد قدیمی هستیم. اهداف روشن داریم ولی باز هم با مانع برخورد می کنیم. چون یکی از سخت ترین قسمت های تغییر، شروع کردن است. به خاطر همین، بهترین زمان شروع، همین حالا است. به تعویق انداختن، مانع اصلی شروع یه تغییر عادت است. اهداف بزرگ ممکن است ترسناک به نظر بیان بیایند. می توانید گام های بزرگ را به گام های کوچک تقسیم کنید و ترس را کمتر کنید. روش کایزن، تمرین استفاده از گام های کوچک است. روش کایزن، کمک می کند از واکنش هایی که مدام باعث به تعویق انداختن می شوند، جلوگیری شود. کایزن یه تکنیک ژاپنی است که روی حرکت پیوسته و آرام به سمت هدف، تمرکز دارد.
چگونه رسالت زندگی خود را پیدا کنیم؟
برای پیدا کردن رسالت زندگی خود لازم هست که در مرحله اول خودتان را خوب بشناسید. برای این کار میتوانید به مقاله خودشناسی مراجعه کنید و آن را حتما مطالعه کنید. پس خودشناسی پیشنیازی برای شناخت رسالت زندگی هست.
خیلی از آنها فکر میکنند که رسالت زندگی چیزی هست که با یک ساعت مطالعه و یا خواندن روزنامهوار یک کتاب بلافاصله بعد از آن باید رسالت زندگی خود را کشف شده ببینند. اگر این توقع از خودتان داشته باشید واقعا احساس ناامیدی خواهید کرد. بنابراین فردی که می خواهد در دریای درون خود شنا کند باید به این نکته برسید که این مسیر یک شبه مثل نورافکن مسیر زندگی را تا آخر روشن نخواهد کرد بلکه لذت این کار این هست که مثل یک دانشمند هر روز و هر روز به نکتهی جدیدی از خودمان میرسیم و خودمان را بیشتر کشف میکنیم و به همین ترتیب مسیر ما کم کم واضح و شفافتر خواهد شد.
از دنبال کردن رویاهاتون نترسید
همه ی ما انسانها خواسته یا ناخواسته رویاها و اهدافی را در زندگی دنبال می کنیم. اما برای برخی این رویاها به واقعیت تبدیل می شود و برای برخی هم همیشه یک رویا باقی می ماند. اشخاصی که رویاهای خودشان را به واقعیت تبدیل می کنند با یک تصمیم ساده و اقدام و عمل و از همه مهمتر سخت کوشی به هر آنچه که می خواهند می رسند.
اما اشخاص ناموفق که منبع انرژی های منفی هستند و به نوعی تمام فرکانس افکار منفی را دریافت می کنند فقط در ذهنشان به دنبال رویاهایشان هستند ولی خب به طبع اقدام و عملی صورت نگرفته و نخواهد گرفت و به طور حتم هیچ رویایی به واقعیت تبدیل نخواهد شد. اگر رویاهایتان ارزش دارد پس باید این شجاعت را هم داشته باشید که شب و روز تلاش کنید که به آن دست پیدا کنید.
از همین الان تصمیم بگیرید که می خواهید به رویاهایتان برسید، از همین الان تصمیم بگیرید که رویاهایتان تبدیل به واقعیت بشوند، از همین الان تصمیم بگیرید که شجاعت این را دارید که رویاپردازی کنید و به هر آنچه الان نداشتید برسید، تصمیم بگیرید که با ایمان کامل به سمت اهدافتان حرکت کنید. فقط کافی است تصمیم بگیرید.
نکته ی اول: با تصمیم گرفتن تمام اهدافتان را در بین مسیر خواهید دید
نکته ی دوم: حرکت کردن به سمت رویاها باعث می شود توانایی هایتان را کشف کنید
نکته ی سوم: رویاها باعث می شود ترس هایتان را فراموش کنید
نکته ی چهارم: آینده ی شما بستگی به رویاها و تصمیم هایتان دارد
نکته ی پنجم: حرکت به سمت رویاها هرگز به شانس ارتباطی ندارد
نکته ی ششم: با حرکت به سمت رویاها افراد جدیدی وارد زندگی تان می شوند
کائنات چگونه ما را به خواسته هایمان میرسانند ؟
به طور کلی کائنات به تمام چیزهایی که در جهان هستی وجود دارد یا به عبارت دیگر به مجموعه قوانین الهی حاکم بر جهان هستی را کائنات گویند.
قانون جذب یعنی قوانینی که به کمک آن میتوانیم به تک تک خواستهها و هدفهایی که داریم برسیم، کائنات و جهان هستی این قدرت را دارند که ما را به تمام خواسته و آرزوهایمام برسانند.
دوستان عزیز مطمئن باشید شما با چند قدم ساده میتوانید به تمام خواستههای خود مثل استقلال مالی، شغل مورد نظر، روابط عالی و پایدار، رسیدن به نیمه گمشده، رابطه عالی زناشویی، ماشین مورد نظر، بهترین خانه و… تمام خواستهها و رویاهای خود برسید. شما اگر به خودتان اطمینان داشته باشید و به کائنات و جهان هستی اعتماد کنید ۱۰۰% به تمام آرزوهای دست نیافتنی خود خواهید رسید.
باورداشته باشید که با قانون جذب میتوانید به تمام خواستههای خود برسید، دلیل اینکه تا به حال به آن هدف و خواستهای که داشتهاید نرسیدید به روش صحیح و درست اهدافتان را به کائنات درخواست ندادهاید و برای رسیدن به خواسته خود ارتعاش صحیح نفرستادید.
اولین قدم برای رسیدن به اهداف و خواستههای شما این است که باید درخواست خود را به کائنات به طور صحیح ارسال کنید.
زندگی کوتاهتر از آن است که بخواهید ثانیهای از آن را به حسرت بگذرانید
با اینحال حسرت و پشیمانی دومین احساس منفی رایجی است که اغلب هر روز آن را احساس میکنید. انسان همان زمانی که مفهوم «ای کاش» را میشناسد احساس پشیمانی را تجربه میکند.
پشیمانی میتواند شما را برای عملکرد درست در موقعیتهای مشابه آماده کند. البته به شرط اینکه شما توان و اختیار کافی برای پیشگیری از اشتباهات را داشته باشید. اگر شما قادر به مدیریت موقعیتهای مشابه در آینده نباشید بدون شک حسرتهای بیشتری در انتظارتان خواهد بود.
خوب است اثرات منفی احساس پشیمانی را با راهکارهای مثبت جبران کنید. یادتان باشد زندگی در حسرت و پشیمانی فرصت لذت بردن را از شما میگیرد. اگر میخواهید خودتان را به عنوان یک انسان با حق اشتباه در برخی از موارد بپذیرید و در عین حال شاد باشید به این موارد توجه کنید:
ـ از احساس پشیمانی و حسرت به عنوان ابزاری استفاده کنید که در آینده عملکرد بهتری داشته باشید.
ـ وقتی افسوس میخورید سعی کنید به جای فکر کردن به موقعیت از دست رفته به موارد بدتری که میتوانست بیفتد فکر کنید.
ـ در مورد خطایی که باعث ایجاد افسوس شده است صادقانه بیندیشید و خودتان را برای چیزی که مقصرش نیستید سرزنش نکنید.
گاهی اشتباهات گذشته راهی برای رشد هستند اما گاهی هم اثر مثبتی ندارند. پختگی یعنی بتوانید تفاوت این دو را درک کنید. یادتان باشد حسرت و پشیمانی برای اشتباهی که گذشته نتیجه آن را تغییر نخواهد داد. از فرصتهای پیش رو استفاده کنید تا آنچه از دست رفته را جبران کنید مبادا که روزی حسرت امروز را بخورید.
احساس پشیمانی زمانی مذموم است که عادت همیشگیتان باشد. اما اگر بخواهید تجربیات و اتفاقات گذشته را بررسی کنید و از آن استفاده کنید این احساس حسرت و افسوس میتواند مفید باشد.
چگونه زندگی ام را متحول کنم؟
ایجاد تحول در زندگی و یا تغییر و تحولاتی بنیادین در آن نیازمند کمی فکر و اراده است و هیچکس جز خود انسان نمیتواند چنین موقعیتی را برای خود ایجاد و زندگی خود را به نوعی متحول کند، اما اگر بخواهیم کمی از دور به این ماجرا نگاه کنیم باید بگوییم که این موضوع برای خود قوانین و راهکارهایی دارد که ما به آن میگوییم راهکارهای نقرهای و اگر شما بتوانید با ذهن خودتان آن را به اتمام برسانید و موفق شوید تبدیل میشود به راهکارهای طلایی برای زندگی شما!
چه بیرون شما میگذرد، بازتابی است از آنچه درون شما وجود دارد.
اگر فکر میکنید که هرگز نخواهید توانست تحصیلات تان را به اتمام برسانید، در بیرون از فکرتان نیز چنین خواهد شد. اگر در ذهن تان میگذرد که محکوم به فقر هستید، هرگز ثروتمند نخواهید شد.
رفتارهای ما، تابعی از طرز فکر ما هستند؛ به بیان دیگر، «فکر ما، ریشه رفتارهای ماست و رفتارهای ما، ریشه سرنوشت ما.»
وقتی فکری بر مدار فقر و نداری میچرخد، رفتارهای ناشی از آن فکر هم بر همین مدار خواهد چرخید و سرنوشت نیز جز فقر و نداری نخواهد بود.
کسی که به کسب دانش یا ثروت فکر میکند، در واقع سنسورهای ذهنی اش را برای شکار موقعیتهای دانش یا ثروت فعال میکند. مثلاً وقتی روزنامه را ورق میزند، حتماً روی آگهی یک سمینار آموزشی مالی توقف میکند، ثبت نام میکند، به سمینار میرود، چیزهایی یاد میگیرد که در کسب و کارش اثر مثبت دارند، کلی دوست جدید که هدفهای مالی بلندپروازانهای دارند پیدا میکند، امکان همکاری و شراکت و هم افزایی مییابد و
فقط اولین قدم موفقیت را بردار
شاید فیلم راز را دیده باشید، در قسمتی از فیلم راز به این مفهوم اشاره می شود که :
لازم نیست تمام مسیر را بدانید،قدم اول را با ایمان بردارید.
زمان بی رحم است و فقط کار خودش را انجام می دهد
کار زمان سپری شدن است
ما به عنوان انسان باید از عمر خود بهترین بهره را برده و در زندگی خود هم مفید باشیم و هم ثروتمند و هم لذت ببریم
باید همین امروز اولین قدم خود را بردارید
شاید در انتظار تکمیل شدن طرحتان هستید تا بتوانید کار را شروع کنید اما خود دقت کنید ایا کسانی در حال حاضر وجود دارند که با یک دهم پتانسیل و توانایی شما امروز از شما موفق ترند؟
دلیل آن اقدام نکردن است پس اولین قدم موفقیت خودتان را بردارید.
چرا امید در زندگی مهم است؟
خب، زندگی دشوار است. موانع زیادی در مسیر وجود دارند. داشتن هدف، کافی نیست. انسان در میان همهی فراز و نشیبهای زندگی، باید مدام به اهدافش نزدیکتر شود. امید به آدمها اجازه میدهد با طرز تفکر و استراتژیهای مناسب برای رسیدن به موفقیت، با مسائل و مشکلات زندگی مواجه شوند. در نتیجه با افزایش این فرصتها، واقعا به اهدافشان دست خواهند یافت.
امید فقط یک حس خوب نیست، بلکه سیستم انگیزش شناختی پویایی نیز هست. بر اساس این مفهوم، احساسات به دنبال شناخت حرکت میکنند و از این مسیر منحرف نمیشوند. شناختهای مربوط به امید مهم هستند. امید منجر به داشتن اهداف یادگیری میشود که برای رشد و توسعه مفید هستند. کسانی که اهداف یادگیری دارند، فعالانه درگیر یادگیریشان هستند، برای رسیدن به اهدافشان مدام استراتژیهایی طرحریزی و پیشرفت خود را کنترل میکنند تا مطمئن شوند در مسیر درست در حرکت هستند. تحقیقات فراوانی وجود دارد که نشان میدهند اهداف یادگیری بهطور مثبتی در گسترهای از زندگی انسان، از دستاوردهای علمی و ورزشی و هنری گرفته تا کسبوکار با موفقیت در ارتباط هستند.
در این وبلاگ مطالب در مورد موضوع موفقیت و انگیزشی به صورت فیلم، کتاب و کتاب صوتی به صورت رایگان ارائه خواهد شد