چگونه زندگی دلخواه خودمان را خلق کنیم؟

هر فکری را که ما می‌اندیشیم و هر کلمه‌ای را که بر زبان می‌آوریم موجب خلق آینده ما می‌گردد.
افکار ما از ذهن ما وارد جهان هستی شده و پذیرفته می‌شوند و دوباره به سمت ما به‌صورت تجربه بازمی‌گردند و این موضوع بسیار ساده‌ای است. اما اکثر مردم این موضوع را متوجه نشده و هرگز آن را نشنیده‌اند و فکر می‌کنند که موضوع مضحکی است. اما اگر بتوانید به‌واقع این حقیقت را بپذیرید که هرزمانی که اندیشه‌ای می‌کنید و کلمه‌ای را بر زبان می‌آورید، شما عیناً در حال به تصویر کشیدن آینده خود هستید؛ شما در حال خلق کردن هستید. شما در حال خلق زندگی خود هستید و این موضوع بسیار ساده‌ای است؛ اما پذیرفتن آن آسان نیست. اما هنگامی‌که آن را پذیرفتید، می‌توانید آگاهانه شروع به خلق هر آنچه در زندگی می‌خواهید نمایید و همچنین آغاز به آگاه‌شدن از هرآنچه در زندگی‌تان نمی‌خواهید می‌نمایید و این‌که چگونه در آن درگیر می‌شدید.
اکثر ما فقط فکر می‌کنیم، فکر می‌کنیم، فکر می‌کنیم و توجه به آنچه در حال فکر کردن به آن هستیم نداریم. ما فقط در حال انجام دادن آن هستیم و این همان چیزی است که ما نیاز به آموزش دادن خود برای انجام آن داریم.
چنانچه قدرت کلام و اندیشه‌تان را دست‌کم بگیرید، مطمئن باشید که نه‌تنها نخواهید توانست زندگی دلخواهتان را خلق کنید، بلکه همواره در تمام اوقات زندگی‌تان در باتلاق ناامیدی و تردیدها و ترس‌هایتان در تقلا خواهید بود و مسبب آن کسی نخواهد بود جز خودتان

چگونگی برقراری اتصال به زمین و بازگشت به طبیعت

در دنیای مدرن امروز، شهرها و اجتماعات بشری مدام در حال رشد هستند و طبیعت به مرور دست نیافتنی تر می گردد. این امر باعث شده بسیاری از ما اتصال به زمین و ارتباطمان با طبیعت را از دست دهیم. قطع ارتباط با زمین به منزله فراموشی خودمان و فاصله گرفتن از سکوت و آرامشی است که درون همه ما نهفته است. طبیعت و سرشت هر موجودی در این دنیا، دارای روح و آگاهی ست. بازگشت به این آگاهی رمز سعادت در دنیای امروز است.
بازگشت به طبیعت بازگشت به خودت است؛ زیرا تو از طبیعت جدا نیستی. شما روزی به هم پیوسته بودید و امروز دوباره این پیوند آشنا را به یاد می آوری. انسان ها در دنیایی که امروز برای خودشان ساخته اند، گم شده اند و هر روز به دنبال راه تازه ای در تقلا هستند بلکه دوباره به زمین متصل شوند و با طبیعت ارتباط بگیرند. آنها می خواهند به سکوت ذهن برسند. امروز جهان بیش از همیشه در یک پیوستگی عظیم قرار گرفته است. با پیشرفت علم و تکنولوژی و رشد دنیای اینترنت، شبکه بزرگی از پیوستگی و اتصال شکل گرفته است تا دانش و اطلاعات و ارتباطات گسترش یابند؛ اما بسیاری از انسان ها برخلاف انتظار، در این راه خودشان را گم کرده اند و طبیعت و سرشت خود را از یاد برده اند.”.
یکی از بهترین راه های بازگشت به سکوت و آرامش و پیوند دوباره با روحتان، این است که به طبیعت و زمین اجازه دهید راهنمای شما باشند.

زمانی را در طبیعت بگذرانید و به خود برترتان، به این استاد بزرگ اجازه دهید که کاملا در لحظه، در کنار شما حضور یابد. “حضور کامل یعنی بدون عمل و انجام هیچ کاری، تنها به صرف بودن باشید.”

به این حضور، سکوت و آرامش عمیق طبیعت توجه کنید. آگاهی تان را معطوف حیات مخلوقات درون طبیعت نمایید. مادامی که باور کنید طبیعت برای شما درس هایی دارد و به او اجازه دهید آموزگار شما باشد، آگاهی تان در مسیر زندگی شخصی نیز، افزایش خواهد یافت.

با توکل زانوی اشتر ببند

لغت عربی توکل از لحاظ ریشه لغوی به معنی تکیه و اعتماد بر خدا و اعتراف به عجز خود کردن است. ولی مصراع بالا به افرادی که جمودت فکری دارند پاسخ آموزنده می دهد و به کسانی که قدرت خلاقه افراد و جماعت بشری را به هیچ می نگرند درس زندگی می آموزد که: نه کار بی توکل مصلحت است و نه توکل و تسلیمی که تلاش و سوق به تعالی و کمال در آن نباشد. توکل و تسلیم باید توام با سعی و فعالیت باشد تا میوه شیرین را به بار دهد باید کار کرد و از فیضان رحمت و مکرمت خدای مهربان نیز غافل نبود. به طوری که می دانیم مصراع بالا از عارف و متفکر نامدار ایران مولوی است.



روزی شتر مرکوب حضرت رسول اکرم(ص) گم شد، پس از تفحص و جستجوی بسیار آن را یافتند و به حضور پیغمبر آوردند . حضرت رو به غلام کرد و فرمود :« مگر در موقع خواباندن شتر زانوانش را نبسته بودی؟ » غلام عرض کرد:« کسی که توکل به قادر متعال داشته باشد الزام و احتیاجی ندارد که زانوان شتر را ببندد من توکل به خدا کردم و بدون آن که زانوانش را ببندم آن را خواباندم.»



حضرت فرمود: « عقل و توکل» یعنی: اول زانوی شتر را ببند و آن گاه توکل کن زیرا قبول مشیت الهی به آن تعلق می گیرد و که با کسب و کار وسعی و مجاهدت همراه باشد نه جبری صرف باش که کاری نکنی و با توسل و توکل همه چیز را از خدا بخواهی و بدانی، نه مختار مطلق که کسب کار و حرکت را بدون توکل و استعانت جستن از ذات باریتعالی منشا خیر و برکت بدانی

چگونه ذهن خود را پاکسازی کنیم؟

ذهن ما با اطلاعات بی فایده، با اندیشه هایی که باعث خوشبختی ما نمیشود آشفته میگردد. به دلیل آشفتگی ذهن مان، شفافیت درونی ما نیز کم میشود و گرد و غبار هوش ذاتی ما را میپوشاند. و در نتیجه ارتباط خود را با قسمتی از ذهنمان که پاک ومقدس، فرزانه، آرامش بخش و جاودانه است از دست میدهیم.
@payam.mag
یک راه برای پاک کردن آشفتگی درون مراقبت از باغچه ذهنمان است. مراقب باشید که به چه چیز اجازه ورود میدهید، با حرف ها، افکار و چیزهای که به آنها توجه میکنید، شروع کنید.
@payam.mag
ممکن است متوجه نشده باشید اما ما وقت زیادی را صرف غیبت، بد زبانی به دیگران، قضاوت در مورد دیگران و یافتن اشتباهات دیگران میکنیم و جذب افکار منفی مثل حسادت، گناه یا ترس میشویم و بدنبال بهانه ای برای مخفی کردن احساسات واقعی خود می گردیم. میدانم که همه این ها وقتی در کنار هم قرار می گیرند به نظر خیلی بد و اغراق آمیز میرسد، اما اگرما واقعاً به خودمان، اندیشه هایمان و حرف هایمان بنگریم متوجه خواهیم شد که تقریبا هر روز آگاهانه و ناآگاهانه خیلی از این کارها را انجام میدهیم.
مسئله این نیست که با داشتن این افکار یا گفتن این حرف ها ما آدم های بدی می شویم. مسئله این است که این چیزها تبدیل به زباله های به درد نخوری میشوند که درون ما را پر میکنند و به درد خوشبختی ما نمیخورند.

من این تکنیک های ساده اما بسیارموثر را از یک آموزگار روحانی فرا گرفته ام.

برای پاک کردن درون تان از این ۴ قانون پیروری کنید:

۱. همان چیزی که واقعاً منظورتان است را بگویید. به آنچه میگویید عمل کنید.
۲. حرفی را که نمیتوانید به همه بزنید به هیچ کس نزنید.
۳. آنچه را که نمیتوانید برای دیگران مطرح کنید در خلوت به خود نگویید.
۴. حرفی را نزنید مگر اینکه صحیح، مفید یا از روی محبت باشد.

یک چیز دیگر لطفا بگذارید که قلبتان هدایتتان کند. به ندای قلبتان گوش دهید و به آن اطمینان کنید.

زندگی در زمان حال

فقط یک زمان است که اهمیت دارد: اکنون! این مهمترین زمان است چون تنها زمانی است که روی آن قدرت داریم.» — لئو تولستوی
«راز سلامت جسم و فکر این است که نه بخاطر گذشته غصه بخوریم و نه بخاطر آینده نگران باشیم، بلکه هوشمندانه و صادقانه در زمان حال زندگی کنیم.» — بودا
زندگی را نمی‌توان در گذشته یا آینده زندگی کرد، بلکه تنها می‌توان در «لحظه» زندگی کرد. اگر واقعاً به خودمان اجازه بدهیم که در لحظه و همه متعلقاتش زندگی کنیم، گنجی ارزشمند و ابدی از آن ما خواهد بود؛ همین لحظه است که با آغوش باز من را به سوی خود فرا می‌خواند.

لذت بردن از زمان حال و بی‌توجهی به گذشته و عدم نگرانی درباره آینده، یک توانایی درونی است‌ که نیاز به تمرین دارد. بعضی افراد دائماُ به گذشته و کارهایی که در گذشته انجام داده‌اند فکر می‌کنند و درگیر این موضوع هستند که کاش کارهایی را انجام نمی‌دادند یا جور دیگری عمل می‌کردند. برخی دیگر هم تمام مدت به این فکر می‌کنند که چه اتفاقی در آینده برایشان می‌افتد. آینده زمان دیگری است که وقتی برسد، آن را زندگی می‌کنیم و تا زمانی که فرا نرسیده، نباید نگرانش باشیم. تنها «حالا» است که وجود دارد.
زندگی کردن در زمان حال چندان ساده نیست. ممکن است درگیر گذشته و آینده شوید، ولی هیچ اشکالی ندارد. فقط کافی است آن را تشخیص داده و خیلی زود خودتان را از آن بیرون بکشید. همین باعث می‌شود حالتان بهتر و‌ آرام‌تر شود. در این مورد هم مثل بقیه چیزها، کمال‌گرایی باعث ایجاد اضطراب و خودخوری می‌شود. پس سعی کنید کم‌کم خودتان را به این سبک زندگی کردن عادت دهید و زیاد سخت نگیرید. مهم این است که پشتکار داشته باشید و به تدریج کمتر و کمتر به عادت‌های سابقتان برگردید.
زندگی کردن در لحظه یا زندگی در زمان حال به معنی آن است که با تمام حواس خود، هشیار و آگاه به همین الان باشیم. این به معنی آن است که به گذشته فکر نکنیم یا در آن ساکن نشویم و نیز مضطرب و نگران آینده نباشیم.

توجه بیش از حد به آینده و اظهار پشیمانی از تجربه‌های تلخ گذشته، سبب می‌شود از زمان حال خود غافل شویم و بعد از گذشت چند سال یا یک عمر، فکر کنیم که زندگی خود را تلف کرده‌ایم و چقدر ساده می‌توانستیم از زمان حال خود در عین عبرت گرفتن از گذشته، لذت ببریم.

برای داشتن یک زندگی باکیفیت و سالم و لذت بردن از لحظه های آن باید مهارت زیستن در زمان حال را یاد گرفت.

نه دلیلی که می‌گوید شما به تغییر نگرش نیاز دارید

زندگی هر کدام از ما لحظه‌‌های سختی پیش می‌‌آیند که برای مبارزه با آنها باید خیلی قوی باشیم. در این مبارزه نه حرف‌ها و قضاوت‌‌های دیگران و نه مرور خاطرات گذشته هیچ کمکی به ما نمی‌کند و تنها طرز تفکر و اعتقادات‌‌مان است که می‌‌تواند به دادمان برسد. دید هرکس نسبت به زندگی از احساسات درونی‌‌اش سرچشمه می‌‌گیرد. اگر این باورها منفی باشند خوشبختی و شادی را نابود می‌کنند. در این متن نه رفتار را که نشان می‌‌دهند طرز فکرتان غلط است و هرچه زودتر باید به فکر تغییر نگرش‌تان باشید با هم مرور می‌‌کنیم
@payam.mag
۱. دیدتان نسبت به همه‌چیز منفی است
۲. به طرز عجیبی در برابر حقیقت مقاومت می‌‌کنید
۳. همیشه دیگران را مقصر می‌‌دانید
۴. همیشه نگران هستید
۵. انتظارات‌‌تان شما را نگران می‌‌کند
۶. دوست دارید زندگی‌‌تان بی‌‌غم‌وغصه باشد
۷. هیچ‌وقت از آنچه دارید راضی نیستید
۸. مدت زیادی است که چیز جدیدی یاد نگرفته‌‌اید
۹. گذشته را رها نمی‌‌کنید

تکنیک صندلی خالی گشتالت

همه ما حق داریم برای از دست دادن عزیزانمان ناراحت شویم، از اینکه حقی از ما ضایع کرده‌اند عصبانی شویم یا به خاطر اتفاقات ناخوشایندی که ممکن است زندگی خودمان یا عزیزانمان را تهدید کند، بترسیم و دچار اضطراب شویم.

تا اینجای کار مشکلی وجود ندارد. ما افرادی هستیم که به طور طبیعی ممکن است دچار احساسات متفاوت شویم. اما مشکل از وقتی شروع می‌شود که این احساسات سرکوب شوند.
اگر احساسات‌مان را سرکوب کنیم یا نتوانیم به نحوی آنها را تخلیه کنیم، باری سنگین از احساسات منفی درون ما ذخیره می‌شود. در آن صورت ما به انباری از احساسات منفی تبدیل خواهیم شد که سلامتی روح و روان‌مان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
وقتی احساسات‌مان را سرکوب می‌کنیم، درواقع باعث شده‌ایم سیستم ایمنی بدن‌مان دچار اختلال شود و به درستی کار نکند. به همین دلیل ممکن است بدن‌مان عوارض ناخواسته‌ای را تجربه کند.
احساسات سرکوب شده مانند خشم، ترس یا ناراحتی می‌توانند به سادگی به بیماری‌های قلبی و عروقی تبدیل شوند. اگر این احساسات به صورت مداوم در بدن سرکوب شوند و نادیده گرفته شوند، حتی این قدرت را پیدا می‌کنند که به توده‌های خوش خیم یا بدخیم تبدیل شوند.
یکی از معروف‌ترین تکنیک‌های درمان احساسات سرکوب شده، تکنیک صندلی خالی است. این تکنیک در مکتب روانشناسی گشتالت مطرح شده و مورد قبول جامعه روان‌درمانگران قرار گرفته است. به همین دلیل به تکنیک صندلی خالی گشتالت معروف شده است.
این تکنیک برپایه ابراز بدون خطر و کنترل شده احساسات عمل می‌کند. در این روش روان درمانگران توصیه می‌کنند در اتاقی خلوت و تنها بنشینیم. رو‌به‌روی خودمان یک صندلی خالی قرار دهیم و فرض کنیم که روی آن سوژه ما نشسته است.

مثلا کسی که از دست او عصبانی هستیم. یا عزیزی که از دست داده‌ایم. حالا باید شروع به صحبت با صندلی خالی کنیم. شاید عجیب به نظر برسد اما وقتی ما با صندلی خالی حرف می‌زنیم و فرض می‌کنیم که روی این صندلی همان کسی نشسته است که باید احساسات سرکوب شده ما را بشنوند، به طرز عجیبی خالی می‌شویم.
تمرکز تکنیک صندلی خالی روی تخلیه بار روانی ناشی از احساسات منفی است. این تکنیک درست مانند خلق آثار هنری موقع فوران احساسات یا نوشتن احساسات عمل می‌کند. همه این اعمال یک هدف را دنبال می‌کنند و آنهم چیزی جز تخلیه بار منفی احساسات شدید و فشار آنها از بدن‌مان نیست.

چطور کودک درونمان را سرزنده نگه داریم؟

کودک درون، خودِ واقعی ماست که به ما انرژی می دهد، شور و سرزندگی ما به او مرتبط است، احساسات ما به او گره خورده و حتی تخیل، خلاقیت، شهود و غرایز ما در پیوند با اوست.
علم روانشناسی بر این باور است که کودک درون وقتی مورد بی توجهی قرار می گیرد و صدمه می بیند، خود را در لایه ای پوشانده و از دید دیگران مخفی می سازد. وقتی فرد احساسات خود را انکار می کند، کودک درون خود را در عمیق ترین سطح روان پنهان می سازد و بدین ترتیب، فرد مشکلات جسمانی و روان پزشکی عدیده ای از جمله افسردگی و اضطراب را تجربه خواهد کرد.
با توجه و مراقبت از او، یک دوست واقعی و خالص خواهید داشت. کودک درون می تواند در کنارتان قرار گیرد، خشکی و جدیت بیش از اندازه را از شما بگیرد و شما را لطیف تر کند و به کمک کند تا بر ترس هایتان غلبه کنید، انعطاف پذیر شوید، تغییرات لازم را در خودتان به وجود آورید و امکان رشد شخصی خودتان را فراهم آورید.
تکنیک هایی ساده برای رهاسازی و شفای کودک درون :
وقتی دلتان گرفت، گریه کنید، هرگز جلوی خودتان را نگیرید. گریستن نشانه انسان بودن شماست. به علاوه کودک درون تان نیز آرام خواهد شد.
دفترچه یادداشت شخصی داشته باشید و احساسات خود را یادداشت کنید و هر چند وقت یک بار به آن سر بزنید. به این ترتیب شما با کودک درون تان ملاقات کرده اید.
همراه با موسیقی سالم حرکات منظم و شاد انجام دهید. حرکات بدنی کودک درون تان را به وجد می آورد و به این ترتیب شما برای بقیه روز سوخت روانی کافی خواهید داشت.
وقت خود را با کسانی بگذرانید که به آنها علاقه مندید و از بودن با آنها لذت می برید. به این ترتیب کودک درون تان احساس امنیت و آرامش بیشتری خواهد کرد.
اتاق تان را آن طور که دلتان می خواهد تزیین کنید. حتی اگر برای دیگران خنده دار به نظر می رسد، چندان مهم نیست. پرده ها، رنگ دیوار و اشیا و لوازم، تابلوها و روتختی را با سلیقه خودتان انتخاب کنید
گاهی اوقات زیر نور شمع شام بخورید و اگر موسیقی ملایمی نیز پخش شود فضا رویایی تر خواهد شد. به این ترتیب کودک درون تان بیشتر لذت خواهد برد.
زیر باران قدم بزنید و چتر را فراموش کنید، بگذارید خیس شوید و به یاد سال های خردسالی به کودک درون تان نشان دهید که برای او اهمیت قائل هستید.
به حس ششم و شهود خود احترام بگذارید. برای مثال اگر ته دلتان به انجام کاری راضی نیستید آن را انجام ندهید و یا در تصمیم گیری ها به ته قلبتان هم نگاهی بیندازید. کودک درون تان آنجا نشسته است

چگونه تغییر کنیم؟

بی‌گدار به آب نزنید. هیچ‌گاه خود را به خاطر دیگران تغییر ندهید و تنها به خاطر شخص شخیص خودتان، ویژگی‌های منفی را کنار بگذارید. تغییر شخصیت وقتی لازم است که ویژگی‌های شما مانعی برای پیشرفت و آسایش‌تان باشد. اینکه شما اهل مطالعه هستید و به صحبت‌ کردن در جمع علاقه ندارید به هیچ وجه نقص نیست. حتی اگر در چشم سایرین اصطلاحا باحال به نظر نمی‌رسید. اگر کم‌حرفی یا سایر ویژگی‌های شما از روی خجالت نیست و شما را آزار نمی‌دهد یا در واقع با میل خودتان صورت می‌گیرد، نیازی به تغییر ندارید.
تغییر شخصیت به طور کامل و تبدیل شدن به یک آدم جدید برای هیچ‌کس ممکن نیست. ویژگی‌های منفی و مثبت خودتان را شناسایی کنید و آرام آرام سعی کنید ویژگی‌های منفی‌تان را از صافی تغییر شخصیت عبور دهید و نواقص‌تان را رفع کنید. همیشه قوی باشید، بدانید که تغییر سخت است اما نتیجه‌ی آن شیرین است.
ایجاد تغییرات رفتاری شما ممکن است در ابتدا به چشم اطرافیان بیاید و شما را سین‌جیم کنند و درباره‌ی شما کنجکاوی کنند؛ اصلا خجالت نکشید و به کار خود ادامه بدهید. آن‌قدر پیش بروید که این تغییرات برای همه عادی شود. شما ملزم به پاسخ‌گویی به هیچ‌کس نیستید. هر یک از شما مخلوق منحصر‌به‌فرد پروردگار است. بنده‌ای که اگر در غیر‌ممکن‌ترین حالت برای هیچ‌کس عزیز نباشد، برای خالق مهربانش دوست‌داشتنی است. با اتکا به این پشتوانه‌ی امن، نقایص خود را با اراده رفع کنید و همان کسی بشوید که آرزویش را دارید. زندگی لذت‌بخش‌تر خواهد‌ شد، شک نکنید

چگونه به کمک الهام درونی هدف زندگی مان را پیدا کنیم؟

وقتی به درون خود توجه کنید آن آگاهی قلبی به شما هشدار می دهد که کاری را انجام بده که هدف خلقت تو است اگر از قلب خود پیروی نکنید نمی توانید احساس سعادت و خوشبختی کنید
این که در پی هدف باشیم مانند این است که در پی خوشبختی باشیم. هیچ راهی برای رسیدن به خوشبختی وجود ندارد، خوشبختی یک مسیر است. به همین جهت خوشبختی یعنی داشتن زندگی هدفمند. خوشبختی چیزی نیست که آن را بیابید، بلکه در این است که چگوه در زندگی به دیگران خدمت کنید، و در هر کاری که انجام می دهید هدف خود را ببینید . وقتی در زندگی هدف داشته باشید با عشق زندگی می کنید. اگر با عشق زندگی نکنید، هدف ندارید.
پس بهترین راه برای این که هدف خود را بشناسید و بر اساس آن زندگی کنید این است که از خودتان بپرسید آیا عاشقانه فکر می کنیدیا نه ؟
آیا افکار شما از منشا الهی در درون شما جاری می شود؟ آیا بر اساس آن افکار عاشقانه زندگی می کنید؟ اگر هر دو پاسخ مثبت باشد، شما هدفمند هستید و من حرف دیگری برای گفتن ندارم.

چگونه به آرامش درونی ماندگار دست پیدا کنید

امروزه مردم مجبور به زندگی در دیوانه‌کننده‌ترین و شلوغ‌ترین جامعه هستند. جای تعجب نیست که زندگی ما به نظر می‌رسد به جای یک سفر لذت‌ بخش شبیه یک مسابقه بدون توقف است. بسیاری از مردم زندگی برای استراحت کردن و توقف کنترل کردن همه چیز را دشوار می‌دانند.

پیدا کردن آرامش درونی تحت چنین فشاری کاملا غیر عملی به نظر می‌رسد. ذهن غرق در فکر سررسيد‌ها، قرار ملاقات‌ها، صورت حساب‌ها و تماس‌های تلفنی است.

با این حال در زیر چندین راه هوشمندانه برای پیدا کردن آرامش درونی شما آمده‌ است حتی اگر یک زندگی گیج کننده و متشنج دارید.
هدف نهایی خود را پیدا کنید
جمعه را با دوستان یا خانواده بگذرانید
با طبیعت در ارتباط باشید
تمرین تنفس و مدیتیشن بکنید
نسبت به اعمال خود آگاه باشید
به یاد داشته باشید که همه چیز نسبی است

شما به همان چیزی تبدیل می شوید که بیشتر اوقات به آن فکر می کنید

ما تبدیل به آن چیزی می شویم که به آن فکر می کنیم و این همان ایده ای است که باید آن را همیشه به ذهن بسپارید، این همان چیزی است که من واقعا می خواهم آن را درونی کنید، از شما می خواهم هر کاری که الان دارید متوقف کنید.

می خواهم دست از کارتان بکشید و به این کلیپ توجه کنید و به آنچه که می گویم گوش دهید شما تبدیل به آنچه خواهید شد که به آن فکر می کنید.

فقط یک لحظه به آن فکر کنید که اگر این فقط یک جمله نباشد به این که اگر این جمله بیشتر از یک سخن باشد.

به اینکه اگر این حقیقتی درباره ی این باشد که مغز چگونه کار می کند. چون همین طور است شما تبدیل به آنچه خواهید شد که به آن فکر می کنید.

من می دانم که شما در شرایط منفی زیادی به سر می برید

من می دانم که شما مشکلات زیادی را تحمل می کنید

اما حقیقت این است که در نهایت شما تبدیل به آن چیزهایی می شوید که از آنها می ترسید شما تبدیل به چیزهایی می شوید که از آنها وحشت دارید.

اگر همه اش به چیزهایی فکر کنید که در گذشته اشتباه کرده اید به سادگی به ادامه دادن آن چرخه معیوب ادامه می دهید .

اما اگر از طرفی دیگر بیاید فرض کنیم که این حرف حقیقت داشته باشد و اجازه دهید که این حرف آویزه گوش تان شود

اگر تا به حال به اندازه ذره ای به ارزش شما اضافه کرده ام اگر تا به حال چیزی به شما گفته ام که به نظر درست بوده است باور کنید که این حرف ها مهمترین حرف هایی هستند که تا به حال به شما گفته ام. اگر شروع به تمرکز کردن روی چیزهای مثبت کنید اگر شروع به تمرکز کردن روی توانایی هایتان کنید

اگر واقعا جست و جو کنید

آن مهارت ها را بسازید و به سمت چیزی زیبا حرکت کنید

چیزی شگفت انگیز، چیزی که از شما باقی بماند.

چیزی که همیشه می خواستید خلق کنید.

آنگاه تبدیل به همان چیز می شوید . به آن تبدیل خواهید شد چون آن گام ها را برمی دارید

چون شما تبدیل به آنچه خواهید شد که به آن فکر می کنید و همانطور که مارک توئین گفت: در بیست سال آینده، بیشتر به خاطر کارهایی که انجام نداده اید

حسرت می خورید پس اگر آن گام ها را برندارید اگر روی آن چیزها تمرکز نکنید.

اگر آن چیزی را که می خواهید به آن تبدیل شوید، محقق نکنید اگر به آن باور نداشته باشید.

اگر نبینید که چقدر می تواند واقعی باشد اگر تصویری از کسی که می خواهید به آن تبدیل شوید در ذهنتان تجسم نکنید

چگونه افکار مثبت منجر به موفقیت در کار و زندگی می‌شود؟

احتمالا بارها درباره ارتباط بین مثبت اندیشی و موفقیت شنیده‌اید. بدیهی است که نمی‌توانید فقط بنشینید و بدون هیچ تلاشی به بهبود زندگی شخصی و رشد کسب و کار خود فکر کنید و انتظار موفقیت داشته باشید؛ با این حال، تحقیقات نشان می‌دهد که افکار مثبت می‌تواند به بهبود وضعیت زندگی، سلامت و کار کمک کند.

ویژگی‌های شخصیتی از جمله خوش‌بینی و بدبینی بر بسیاری از جنبه‌های زندگی تاثیر دارد. تفکر مثبت که معمولا با خوش‌بینی همراه است، بخش مهم مدیریت استرس را تشکیل می‌دهد. اگر بیشتر اوقات دچار بدبینی می‌شوید، ناامید نباشید؛ چراکه می‎توانید مهارت‌های مثبت اندیشی را یاد بگیرید.
فراد مثبت اندیش انرژی و اعتماد به نفس بیشتری دارند و بیش از دیگران نسبت به آینده امیدوار هستند؛ به همین دلیل، تمایل دارند که اهداف بیشتری برای خود تعیین کرده و برای رسیدن به آن‌ها تلاش کنند
افراد دارای تفکر و نگرش مثبت به دلیل انعطاف‌پذیر بودن می‌توانند در برابر شکست‌ها و ناکامی‌های زندگی استقامت کنند. این دسته از افراد کمتر از دیگران دچار تشویش و نگرانی می‌شوند؛ همچنین از مهارت‌های بهتری برای مقابله با سختی‌ها و استرس‌ها برخوردارند

چگونه هر روز بهتر از دیروز باشید

هر روز 1440 دقیقه است. این یعنی ما در هر روز 1440 بار فرصت داریم که یک تاثیر مثبت بگذاریم. متاسفانه بسیاری از ما به راحتی این فرصت ها را از کف می دهیم و حتی متوجه از بین رفتن شان نمی شویم. چرا؟ چون درگیر روزمرگی شده ایم و این یکنواختی باعث می شود از کنار هر چیزی به سادگی بگذرند و پیش از اینکه بفهمند چه بر سرشان آمده این دقیقه ها شده اند روز و روزها شده اند ماه و ماه ها شده اند سال های سال فرصت های از دست رفته. من اسمش را می گذارم «نفرین سال های دلخوشی». شبیه عنوان فیلم های ترسناک است، اما در واقع همان روزمرگی های زندگی واقعی است که انسان ها را از رسیدن به کمال دور نگه می دارد. خوشبختانه راه حل هایی وجود دارد که هر روزتان را به تازگی، اشتیاق و اراده مزین می کند.
پس چطور می توانیم آن شور و هیجان «روز اول» را دوباره برانگیزیم و تمرکز و اشتیاق درونی مان را برای سال های طولانی حفظ کنیم؟ این راه حل ها شاید مفید باشند:
فراموش نکنید که هر روز هدیه ای تازه است
منتظر نمانید تا دیگران در را برایتان باز کنند
گوش به زنگ باشید
اراده هر راهی را به موفقیت می رساند
هر روز بهتر از دیروز باشید
چند کار برای امروز و فردا
هر روز کاری را که شروع می کنید خودتان را یک قهرمان واقعی ببینید
یک نشانه، نوشته، یا یک تصویر الهام بخش از هدفی که دارید، سر کار جلوی چشم تان بگذارید. این شیء همیشه باید یادآور اهمیت کارتان باشد. باید آنقدر قوی باشد که هر بار می بینیدش انگیزه چندین برابر بگیرید. این یادآور کمک تان می کند همیشه آن ذوق و تازگی «روز اول» را داشته باشید و مصمم و پرانرژی مسیرتان را ادامه دهید

چرا هرگز نباید تسلیم شویم؟


ممکن است احساس کنید در زندگی به پایین ترین سطح خود رسیده اید. ممکن است احساس کنید شکست خورده اید و اوضاع تا آخرین حد ممکن بد باشد. اما همه اینها بدان معناست که زمان تلاش فرا رسیده است. ممکن است بخواهید تسلیم شوید!
اگر چیزی برای از دست دادن ندارید ، چرا ادامه نمی دهید؟ چرا بیشتر تلاش نمی کنید؟
ممکن است احساس کنید که نمی توانید ادامه دهید ، زیرا همه چیز بیش از حد سخت و طاقت فرسا است. اما تنها کاری که باید انجام دهید این است که قدم بعدی را بردارید و سپس یک قدم دیگر بردارید.
این کار آسان است ، درست نیست؟ فقط یک قدم. حتی اگر خسته و غرق شده اید ، می توانید گامی دیگر در جهت درست بردارید.
به اتفاقات بعدی فکر نکنید. فقط یک قدم بردارید و سپس یک قدم دیگر. گام به گام ، می توانید یک جاده کامل را بدون از دست دادن شجاعت طی کنید.

شما نمی دانید که وقتی به جلو حرکت می کنید به چه چیزی می توانید برسید. درب بعدی ، فرصت بعدی یا جاده بعدی ممکن است راه مناسب باشد. شما هرگز نمی دانید و اگر تسلیم شوید هرگز نخواهید فهمید.
تلاش های شما بی فایده نیست مطمئناً در پایان، پاداش آنها را خواهید گرفت. فقط ادامه دهید ، حتی اگر سخت باشد.

مطمئناً تسلیم شدن آسان است ، اما هیچ پاداشی ندارد، بلکه پشیمانی زیادی به همراه خواهد داشت. ما نمی توانیم یک رابطه قوی ، یک دستاورد ، یک پروژه خلاقانه یا هر چیز دیگری را بدون کار کردن داشته باشیم.
هر چیزی که ارزشمند باشد به تلاش نیاز دارد. شاید در حال حاضر سخت باشد ، اما همه چیز در نهایت نتیجه خواهد داد. فقط ادامه بدهید. هر آنچه که اکنون در حال گذراندن آن هستید موقتی است ، اما نتایجی که به دست می آورید ، تجربیات شما ، قدرت شما برای همیشه با شما باقی می ماند.

شما می توانید در هر زمان تسلیم شوید ، اما در این صورت تلاش شما به هدر خواهد رفت. فقط یک قدم دیگر بردارید و ادامه دهید. همه چیز در نهایت ارزشش را خواهد داشت.

“بسیاری از کارهای مهم دنیا توسط افرادی انجام شده است که در شرایطی که به نظر می رسید هیچ امیدی وجود ندارد، به تلاش خود ادامه داده اند

قدرت کائنات و استفاده از آن برای رسیدن به خواسته ها

خب کائنات به هر چیزی گفته می شه که در جهان هستی و آسمان ها و زمین وجود داره و در واقع به همه انرژی های حاضر در جهان هستی هم اطلاق میشه. جالبه بدونید که همه انسان ها، حیوانات، گیاهان، ستارگان، ماه و خورشید، کهکشان ها، آسمان و زمین و … جزئی از کائنات به حساب می آیند. حالا چرا کائنات و قوانینش باید برامون مهم باشه؟

در حقیقت کائنات قدرت این که ما رو به تمامی خواسته ها و آرزوهامون برسونه داره و میشه گفت که همون چراغ جادوییه که قدرت برآورده کردن رویا هامونو داره و خیلی از این بابت مهمه که در راستای نیروی مثبت کائنات قرار بگیریم، چون همونجوری که قدرت اینکه مارو به تمامی آرزوهامون برسونه داره، همون قدرم میتونه شرایط رو جوری فراهم کنه که خیلی مورد پسند ما نباشه!!!
نخستین مرحله درخواست کردن است، همتون باید توجه داشته باشید که باید به شکلی صحیح به کائنات درخواست خودتون رو ارائه بدید، وقتی درخواست شما به کائنات مبهم و یا نا معلوم باشه به هدف هامون دسترسی پیدا نخواهیم کرد. جهت ارسال درخواست به کائنات باید یه سری اصول و تمرین ها رو انجام بدید. در واقع اگر درخواست کردن از جهان هستی را بلد باشید مطمئن باشید که در کوتاه ترین بازه زمانی به خواسته هاتون می رسید

محدودیت فقط در ذهن ماست

محدودیت در درون شماست. این‌ها دلایلی هستند که رویاهایتان را به واقعیت تبدیل نمی‌کنند و حتی با خودتان این فکر را نمی‌کنید که شما هم بتوانید به یک فرد موفق تبدیل شوید.
شاید شما این جمله را زیاد شنیده باشید که “برای رسیدن به موفقیت باید مشکلات و محدودیت‌های متعددی را پشت سر گذاشت.” شاید در تصور شما مشکلات فقط عوامل بیرونی مانند ضعف مالی یا نبود امکانات کافی باشد؛ اما همیشه محدود کننده‌ها مسائل بیرونی نیستند بلکه ما یک محدود کننده نسبتا قوی در درون خودمان داریم که تاثیر بسیار زیادی در عملکرد بیرونی ما دارد و آن ذهن ماست.
راه حل فقط یادگیری است اگر به یادگیری ادامه دهیم به زودی محودیت های ذهنی ما برطرف خواهد شد و در آنموقع ما نتایج جدید را خواهیم دید.

تکنیک صندلی خالی گشتالت


همه ما حق داریم برای از دست دادن عزیزانمان ناراحت شویم، از اینکه حقی از ما ضایع کرده‌اند عصبانی شویم یا به خاطر اتفاقات ناخوشایندی که ممکن است زندگی خودمان یا عزیزانمان را تهدید کند، بترسیم و دچار اضطراب شویم.

تا اینجای کار مشکلی وجود ندارد. ما افرادی هستیم که به طور طبیعی ممکن است دچار احساسات متفاوت شویم. اما مشکل از وقتی شروع می‌شود که این احساسات سرکوب شوند.
اگر احساسات‌مان را سرکوب کنیم یا نتوانیم به نحوی آنها را تخلیه کنیم، باری سنگین از احساسات منفی درون ما ذخیره می‌شود. در آن صورت ما به انباری از احساسات منفی تبدیل خواهیم شد که سلامتی روح و روان‌مان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
وقتی احساسات‌مان را سرکوب می‌کنیم، درواقع باعث شده‌ایم سیستم ایمنی بدن‌مان دچار اختلال شود و به درستی کار نکند. به همین دلیل ممکن است بدن‌مان عوارض ناخواسته‌ای را تجربه کند.
احساسات سرکوب شده مانند خشم، ترس یا ناراحتی می‌توانند به سادگی به بیماری‌های قلبی و عروقی تبدیل شوند. اگر این احساسات به صورت مداوم در بدن سرکوب شوند و نادیده گرفته شوند، حتی این قدرت را پیدا می‌کنند که به توده‌های خوش خیم یا بدخیم تبدیل شوند.
یکی از معروف‌ترین تکنیک‌های درمان احساسات سرکوب شده، تکنیک صندلی خالی است. این تکنیک در مکتب روانشناسی گشتالت مطرح شده و مورد قبول جامعه روان‌درمانگران قرار گرفته است. به همین دلیل به تکنیک صندلی خالی گشتالت معروف شده است.
این تکنیک برپایه ابراز بدون خطر و کنترل شده احساسات عمل می‌کند. در این روش روان درمانگران توصیه می‌کنند در اتاقی خلوت و تنها بنشینیم. رو‌به‌روی خودمان یک صندلی خالی قرار دهیم و فرض کنیم که روی آن سوژه ما نشسته است.

مثلا کسی که از دست او عصبانی هستیم. یا عزیزی که از دست داده‌ایم. حالا باید شروع به صحبت با صندلی خالی کنیم. شاید عجیب به نظر برسد اما وقتی ما با صندلی خالی حرف می‌زنیم و فرض می‌کنیم که روی این صندلی همان کسی نشسته است که باید احساسات سرکوب شده ما را بشنوند، به طرز عجیبی خالی می‌شویم.
تمرکز تکنیک صندلی خالی روی تخلیه بار روانی ناشی از احساسات منفی است. این تکنیک درست مانند خلق آثار هنری موقع فوران احساسات یا نوشتن احساسات عمل می‌کند. همه این اعمال یک هدف را دنبال می‌کنند و آنهم چیزی جز تخلیه بار منفی احساسات شدید و فشار آنها از بدن‌مان نیست.

با عشق ورزیدن به قدرت اراده وصل شو

به این کلمات خوب فکر کنید: خداوند عاشق است، و به عبارتی گفته است، آن که ساکن کوی عشق است، در کوی من نیز خانه دارد و من نیز در دل او ساکن هستم.
نکته اصلی این کتاب(کتاب قدرت اراده از وین دایر) را که باید یاد بگیرید مانند آن نیرویی باشید که به شما حیات داد
پس اگر می خواهید دوباره به قدرت اراده بپیوندید باید عاشق باشید تا اراده نمایید و خلق کنید.
منظور ما از عشق قدرت اراده است، همان نیرویی که علت آقرینش است. آن نیرویی که اراده الهی را از عالم غیر مادی به عالم مادی می آورد. اشکال جدید را خلق می کند ، ماده را تغییر می دهد، به همه چیز حیات می بخشد و عالم را فراتر از زمان و مکان حفظ می کند. این عشق در همه ما هست . این عشق همان خداست.
توصیه می کنم(توصیه وین دایر)این عشق را در اطراف خود و در هر لحظه زندگی خودترویج کنید، هر گونه فکری را که فارغ از عشق است از ذهن خود خارج کرده، و مهربانی را در تمام افکار ، کلمات و رفتارهای خود وارد کنید. اگر این عشق را در اطرافیان خود و در خانواده خود پرورش دهید، نهایتا در تمام جامعه شما نیز گسترش خواهد یافت. این عشق را به کسانی که به هر نحوی شما را آزرده اند، با زرگواری نان دهید. هر چه بیتر این عشق را گسترش دهید، عاشق تر خواهید شد و با عاشق بودن است که می توان به قدرت اراده دست یافت و با عاشق بودن است که خلاقیت شکوفا می شود

چگونه نگرش خودمان را تغییر دهیم؟

نگرش ما درواقع مجموعه‌­ای از رفتارها، اخلاق­‌ها و کنش­‌های ماست که درون ما را به رخ می­‌کشد. نگرش ما می­‌تواند تاثیر مستقیمی روی عملکرد مان و روشی که در زندگی پیش می­‌گیرم، داشته باشد. مهم­‌ترین ضربه­‌ای که می­‌خوریم بعلت نگرش منفی نگرانه ما نسبت به مقوله زندگی است. مهم‌­ترین بعد زندگی ما درواقع بعدی است که در اصطلاح به آن غیرمادی می‌­گویند. کلیه رفتارها، حرکات، اخلاق و منش و کنش ما در این دسته جای می­‌گیرند. به زاویه نگاه و نوع بینش ما به کل مقوله زندگی، عشق، کار، خانواده و ... که حاصل از بعد غیرمادی ما هست، نگرش گفته می­‌شود. برای تغییر نگرش به جد باید سریعا تغییر روش داد و بسیاری از رفتارها را در زندگی تغییر داد.

در زندگی روزهایی پیش می‌­آید که کل اتفاقات پیش رو، منفی و سیاه است و در این ایام هیچ نقطه­‌ی روشنی دیده نمی­‌شود. بهترین اتفاق در مواجهه با اتفاقات ناگوار، نگرش مثبت داشتن است. نگرش مثبت همواره به معنای دروغ گفتن و فریب دادن خود نیست، بلکه به معنای درک وضعیت و انجام بهترین واکنش در زمان است. البته در برخی مواقع که اوضاع به هیچ نحوی وفق مراد شما نیست، بهترین کار و بهترین نوع واکنش، بی تفاوتی و صبر کردن تا پایان وضعیت است. البته بی تفاوتی در مواقعی که کاری از دست شما برنمی‌­آید، موثر است، اما اگر زمانی کسی که می­‌توانست به وضعیت وخیم خاتمه بدهد، خود شما باشید و این کار را انجام ندهید، قطعا اشتباه از شما خواهد بود.
همه چیز از ذهن ما آغاز می‌­شود. تمام اتفاقات و وقایع در ذهن ما شکل می­‌بندد و در ذهن ما خراب می­‌شود. پس بهتر است برای آغاز نگرش مثبت، کنترل ذهنمان را در دست بگیریم. با کنترل کردن ذهن درواقع می­‌توانیم بر تمام احساسات و واکنش­‌های بعضا احساساتی غلبه کنیم و در لحظه بهترین واکنش را انجام دهیم. نگرش ذهنی مثبت باعث می­‌شود که به زندگی بعنوان شانسی که در اختیار شما قرار گرفته است، نگاه کنید و از افکار منفی که شما را به یک انسان افسرده و تنها تبدیل می‌­کند، رها شوید

انسان های قوی در شرایط سخت چگونه روحیه خود را حفظ می کنند؟

زندگی مملوء از چالش های اجتناب ناپذیری است که می توانند ادامه ی آن را برای ما سخت کنند. این چالش ها هر چیزی می توانند باشند، از بیماری ها گرفته تا اضطراب های شغلی و مشکلات مالی و حتی بحران های جهانی. بعضی افراد دست روی دست می گذارند و از ترس آنکه اوضاع بدتر شود اقدامی نمی کنند. بعضی ها هم به رفتارهای تکانشی (آنی و فکر نشده) روی می آورند و بدون اینکه درباره ی بهترین راه حل ممکن فکر کنند هر کاری که از دست شان بربیاید انجام می دهند.
ما کسانی که از روحیه قوی برخوردارند وقتی دنیایشان در حال فروپاشی است هم قوی می مانند. آن ها افکار، احساسات و رفتارهای خود را به گونه ای مدیریت می کنند که به آن ها کمک کند این شرایط سخت را پشت سر بگذارند.

در واقع، انسان های قوی اغلب بعد از پشت سر گذاشتن سختی ها به شخصی بهتر از قبل تبدیل می شوند. حتی ممکن است بعد از سپری کردن دوران سختی، احساس شادی، سلامتی و امید بیشتری کنند.
اما انسان های قوی در شرایط سخت چگونه روحیه ی خود را حفظ می کنند؟ این سؤالی است که در ادامه به آن پاسخ خواهیم داد.

۱- به قدرت درونی خود واقفند
۲- از خودشان مراقبت می کنند
۳- تمرکز خود را روی چیزی می گذارند که توانایی کنترلش را دارند
۴- اولویت هایشان را تغییر می دهند
۵- دست به کار می شوند
۶- انعطاف پذیری روانی خود را حفظ می کنند
۷- به دنبال فرصت های جدید هستند
۸- شکرگزار هستند
۹- به درس هایی که گرفته اند خوب فکر می کنند
۱۰- از دیگران کمک می گیرند

نقش و اهمیت تغییر، تحول و رشد و توسعه فردی در زندگی انسان

با توجه به اینکه همه چیز با سرعت در حال تغییر است؛ پس لازم و واجب است که ما انسان ها نیز برای اینکه جا نمانیم و به زندگی و بقای خود ادامه دهیم، هم جهت با تغییرات شویم و همراه با آن پیش برویم و حرکت کنیم. حالا اگر با تغییرات همسو نشویم چه اتفاقی می افتد؟! یقینا حالمان بد خواهد شد و دچار خشم، استرس، افسردگی، نفرت و امثال اینها خواهیم شد و بر عکس، اگر با تغییرات همسو شویم بی برو برگرد حالمان خوب خواهد بود و انگیزه و اشتیاق زیادی برای رسیدن به اهداف و رویاهایمان بدست میاریم. از آنجا که برای ادامه زندگی باید انگیزه داشته باشیم و حالمان خوب باشد تا بتوانیم حرکت رو به جلو داشته باشیم، بنابراین متوجه می شویم که باید همواره همراه با تغییرات دنیا و عوض شدن شرایط ما نیز تغییر کنیم و بهتر شویم؛ در نتیجه تصمیم به تغییر یک امر واجب و اساسی است.
ما انسان ها به صورت ذاتی به رشد تمایل داریم و می خواهیم زندگی خود را بهبود دهیم، ثروت بیشتری به دست بیاوریم، تناسب اندام و سلامتی بهتری داشته باشیم، روابط فردی و اجتماعی موثرتری را با اطرافیانمان بسازیم و...؛ اما نکته مهم اینجاست که اکثرا درست نمی دانیم که چگونه باید این کارها را انجام دهیم!

مهمترین بخش رشد فردی رسیدن به خودشناسی و در مرحله بعد شناخت استعدادها، توانایی ها و شکوفا کردن آنها و رسیدن به بهترین خود است.
به بیان دیگر، رشد فردی یا توسعه فردی به فرآیند مستمر و پیوسته که باعث می شود فرد از وضعیت فعلی خود به بهترین خودش تبدیل شود، اطلاق می گردد. از طریق رشد و تحول فردی می توانیم نقاط ضعف و همین طور استعدادهای خود را شناسایی کرده و برای تقویت و شکوفایی آنها برنامه ریزی و به پیرو آن اقدامات لازم را به طور مستمر انجام دهیم. رشد و تحول فردی یعنی باید از همه نظر روی خودمان سرمایه گذاری و کار کنیم. می توان گفت این سرمایه گذاری بر خلاف دیگر سرمایه گذاری ها، هیچ ریسکی ندارد و همیشه سودآور است. باید تنبلی را کنار گذاشته و هر روز یک قدم هر چند کوچک به سمت تعالی و بهتر شدن خودمان برداریم. به جای این که منتظر بمانیم اتفاقات خوب رخ دهند، خودمان دست به کار می شویم و اتفاقات خوب را رقم بزنیم

از دنبال کردن رویاهاتون نترسید

همه ی ما انسانها خواسته یا ناخواسته رویاها و اهدافی را در زندگی دنبال می کنیم. اما برای برخی این رویاها به واقعیت تبدیل می شود و برای برخی هم همیشه یک رویا باقی می ماند. اشخاصی که رویاهای خودشان را به واقعیت تبدیل می کنند با یک تصمیم ساده و اقدام و عمل و از همه مهمتر سخت کوشی به هر آنچه که می خواهند می رسند.

اما اشخاص ناموفق که منبع انرژی های منفی هستند و به نوعی تمام فرکانس افکار منفی را دریافت می کنند فقط در ذهنشان به دنبال رویاهایشان هستند ولی خب به طبع اقدام و عملی صورت نگرفته و نخواهد گرفت و به طور حتم هیچ رویایی به واقعیت تبدیل نخواهد شد. اگر رویاهایتان ارزش دارد پس باید این شجاعت را هم داشته باشید که شب و روز تلاش کنید که به آن دست پیدا کنید.
به گذشته ها فکر نکنید چون گذشته ها گذشته. هر چقدر زندگی قبلی شما سخت، دشوار، رنج آور و دردناک بوده همه را دور بریزید و از آن درس عبرت بگیرید. خدا شما را نیافریده که به گذشته ها فکر کنید. خدا به شما عقل و هوش و فهم و درک داده تا برای آینده ی خودتان تصمیم بگیرید. شما اشرف مخلوقات خداوندید و باید خالق شرایط خودتان باشید نه زاییده ی شرایطی که جامعه برایتان درست می کند. در زندگی دکمه ی برگشت به عقب وجود ندارد پس وقت تان را در گذشته تلف نکنید.
از همین الان تصمیم بگیرید که می خواهید به رویاهایتان برسید، از همین الان تصمیم بگیرید که رویاهایتان تبدیل به واقعیت بشوند، از همین الان تصمیم بگیرید که شجاعت این را دارید که رویاپردازی کنید و به هر آنچه الان نداشتید برسید، تصمیم بگیرید که با ایمان کامل به سمت اهدافتان حرکت کنید. فقط کافی است تصمیم بگیرید

برای نگران شدن وقت ندارم

چرا کار ساده ای مثل مشغول به کار شدن، اظطراب را از بین می برد؟ چون این یکی از اساسی ترین قوانینی است که علم روانشناسی قادر به کشف آن بوده است و آن قانون این است که : حتی باهوش ترین افراد در یک لحظه نمی توانند به بیش از یک چیز بیندیشند
امروزه اشتغال درمانی روشی است که بسیاری از روانشناسان به عنوان درمان مطرح می کنند.
کار موجب ارامش اعصاب است . همه پزشگان به شما خواهند گفت که کار کردن و مشغول بودن یکی از بهترین روشهای درمانی برای معالجه اختلالات عصبی است.
اگر عزیز ترین کس خود را از دست داده اید به خود بگویید من هم باید خودم را در کاز از دست بدهم، وگرنه با ناامیدی از بین می روم
هنگامی که انسان کاملا در کار خود غرق می شود، احساس امنیت ، آرامش درونی و سعادتمندی درد او را تسکین می دهد.
و چه سعادتی است سعادت کار کردن
راز بدبخت بودن این است که وقت فراغت داشته باشید و بتوانید به این که خوشبخت یا بدبخت هستید فکر کنید
خیلی فکر نکنید. آستین بالا بزنید و سرتان را به کار یگرم کنید. اگر چنی نکنید خون شما شروع به گرد شمی کندو نس تان به کا رمی افتد و شور مثبت زندگی ، همه نگرانی هارا از ذهن شما بیرون می ریزد. به کاری مشغول شوید و مشغول هم بمانی. این ارزانترن داروی روی زمین است که یکی از بهترین داروها هم هست

چگونه افکار مثبت منجر به موفقیت در کار و زندگی می‌شود؟


احتمالا بارها درباره ارتباط بین مثبت اندیشی و موفقیت شنیده‌اید. بدیهی است که نمی‌توانید فقط بنشینید و بدون هیچ تلاشی به بهبود زندگی شخصی و رشد کسب و کار خود فکر کنید و انتظار موفقیت داشته باشید؛ با این حال، تحقیقات نشان می‌دهد که افکار مثبت می‌تواند به بهبود وضعیت زندگی، سلامت و کار کمک کند.

ویژگی‌های شخصیتی از جمله خوش‌بینی و بدبینی بر بسیاری از جنبه‌های زندگی تاثیر دارد. تفکر مثبت که معمولا با خوش‌بینی همراه است، بخش مهم مدیریت استرس را تشکیل می‌دهد. اگر بیشتر اوقات دچار بدبینی می‌شوید، ناامید نباشید؛ چراکه می‎توانید مهارت‌های مثبت اندیشی را یاد بگیرید.
فراد مثبت اندیش انرژی و اعتماد به نفس بیشتری دارند و بیش از دیگران نسبت به آینده امیدوار هستند؛ به همین دلیل، تمایل دارند که اهداف بیشتری برای خود تعیین کرده و برای رسیدن به آن‌ها تلاش کنند
افراد دارای تفکر و نگرش مثبت به دلیل انعطاف‌پذیر بودن می‌توانند در برابر شکست‌ها و ناکامی‌های زندگی استقامت کنند. این دسته از افراد کمتر از دیگران دچار تشویش و نگرانی می‌شوند؛ همچنین از مهارت‌های بهتری برای مقابله با سختی‌ها و استرس‌ها برخوردارند.

عقل یا احساس؟

یک زندگی خوب مانند یک اتومبیل خوب است که راننده­‌ی حرفه‌ای هم آن را اداره می­‌کند.
شخص راننده، فرمان ماشین، و ترمز عقل است.
موتور، پدال؛ گاز و سوخت و بنزین، احساس است.

زندگی تنها با عقل و دودوتا چهار تا زندگی سردی است، مثل اتومبیلی که خاموش است و زیاد حرکت نمی­‌کند.
زندگی بدون عقل و تنها با احساس، مثل اتومبیلی است که موتور و بنزینش خوب است اما فرمان و ترمز ندارد و به زودی موجب نابودی راننده و سرنشینان خواهد شد.

چگونه وسیله‌ا­ی درست کنیم که عقل و احساس هر دو در آن بگنجد

چگونه هر روز بهتر از دیروز باشید

هر روز 1440 دقیقه است. این یعنی ما در هر روز 1440 بار فرصت داریم که یک تاثیر مثبت بگذاریم. متاسفانه بسیاری از ما به راحتی این فرصت ها را از کف می دهیم و حتی متوجه از بین رفتن شان نمی شویم. چرا؟ چون درگیر روزمرگی شده ایم و این یکنواختی باعث می شود از کنار هر چیزی به سادگی بگذرند و پیش از اینکه بفهمند چه بر سرشان آمده این دقیقه ها شده اند روز و روزها شده اند ماه و ماه ها شده اند سال های سال فرصت های از دست رفته. من اسمش را می گذارم «نفرین سال های دلخوشی». شبیه عنوان فیلم های ترسناک است، اما در واقع همان روزمرگی های زندگی واقعی است که انسان ها را از رسیدن به کمال دور نگه می دارد. خوشبختانه راه حل هایی وجود دارد که هر روزتان را به تازگی، اشتیاق و اراده مزین می کند.
پس چطور می توانیم آن شور و هیجان «روز اول» را دوباره برانگیزیم و تمرکز و اشتیاق درونی مان را برای سال های طولانی حفظ کنیم؟ این راه حل ها شاید مفید باشند:
فراموش نکنید که هر روز هدیه ای تازه است
منتظر نمانید تا دیگران در را برایتان باز کنند
گوش به زنگ باشید
اراده هر راهی را به موفقیت می رساند
هر روز بهتر از دیروز باشید
چند کار برای امروز و فردا
هر روز کاری را که شروع می کنید خودتان را یک قهرمان واقعی ببینید
یک نشانه، نوشته، یا یک تصویر الهام بخش از هدفی که دارید، سر کار جلوی چشم تان بگذارید. این شیء همیشه باید یادآور اهمیت کارتان باشد. باید آنقدر قوی باشد که هر بار می بینیدش انگیزه چندین برابر بگیرید. این یادآور کمک تان می کند همیشه آن ذوق و تازگی «روز اول» را داشته باشید و مصمم و پرانرژی مسیرتان را ادامه دهید