می‌گویند دور و برمان پُر از فرصت است. اما متأسفانه بیشتر ما مدام فرصت‌ها را از دست می‌دهیم، چون یا آموزش لازم را ندیده‌ایم، یا نسبت به نشانه‌هایی که زندگی سر راهمان قرار می‌دهد آگاهی نداریم. بعضی وقت‌ها هم که متوجه این فرصت‌ها می‌شویم، از آن‌ها استفاده‌ای نمی‌کنیم، چون در ظاهر مشکل به نظر می‌رسند، نه فرصت. سری هم که درد نمی‌کند، دستمال نمی‌بندند، نه؟!
تردیدی نیست که انسان هر روز و مدام فرصت‌های فوق‌العاده‌ای را که سر راهش قرار می‌گیرد، از دست می‌دهد. برای رسیدن به اهداف و آرزوهایش به‌سختی کار می‌کند، ولی موفقیتی به دست نمی‌آورد، چون از شانس‌هایی که زندگی در مسیرش قرار می‌دهد، بهره‌ای نمی‌برد.
خیلی از فرصت‌هایی که سر راهمان قرار می‌گیرند، در لفافهٔ مسئله، مشکل یا کار دشوار پیچیده شده‌اند. برای فرد آموزش‌ندیده‌ای که نمی‌تواند فراتر از لحظهٔ حال را ببینند، همهٔ فرصت‌ها مشکلات حل‌نشدنی‌ای به چشم می‌آیند که زندگی را دشوار، پُراضطراب و سخت می‌کنند. همین جاست که دچار اشتباه می‌شویم. به‌جای آنکه مسئله را چالشی برای آزمایش و تقویت اراده خود بدانیم، آن را «مشکل» می‌بینیم.
اما اگر دید خود را تغییر دهید و مسائل را به چشم چالش ببینید، کم‌کم مغزتان را برای شناسایی فرصت‌ها آموزش می‌دهید. شاید مشکلات برطرف‌نشدنی باشند، اما روی چالش‌ها می‌توانید کار کنید تا شرایط فعلی را بهبود ببخشید.

بنابراین چالش همان فرصت تغییر است؛ فرصت کسب تجربه؛ فرصت یادگیری دربارهٔ خودتان و شرایط‌تان؛ فرصت پیشرفت و رشد ذهنی، روحی و حسی.
وقتی به‌دنبال فرصت هستید، مهم‌ترین چیزی که باید داشته باشید، آمادگی است؛ آمادگی برای هر فرصتی که شاید سر راهتان قرار بگیرد. این یعنی باید مدام دنبال چیزهایی باشید که می‌توانند در دستیابی سریع‌تر، مؤثرتر و به‌صرفه‌تر به اهداف و آرزوها کمک‌تان کنند. باید از چشم‌اندازها و ایده‌های جدید هم استقبال کنید، چیزهایی که روزمره نیستند و احتمالا می‌توانند درک منحصربه‌فردی در اختیارتان بگذارند که در پیشبرد اهداف یا غلبه بر مشکلاتِ پیش رو کمک‌تان کند.

کلید این آگاهی، در تمایل و توانایی شما در مطرح کردن پرسش‌های درست نهفته است. این پرسش‌ها کنجکاوی‌تان را برمی‌انگیزند و شما را وادار می‌کنند دربارهٔ اتفاقات و شرایط زندگی خود به روش جدیدی فکر کنید؛ که آن هم به‌نوبهٔ خود به شما چشم‌اندازی می‌دهند که برای شناسایی فرصت‌های مناسب نیاز دارید